يكي از دروغهايي كه در دوران مدرسه از معلمين ومديرو معاونيين محترم به كرات شنيده مي شد اين جمله بود:
"پرونده تون رو مي ذاريم زير بغلتون"
خداييش كي ديده پرونده دانش آموزي را بزارن زير بغلش! مگه هندونس خو؟
@khordad · ۵۶۴ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳۰۳ رأی)
يكي از دروغهايي كه در دوران مدرسه از معلمين ومديرو معاونيين محترم به كرات شنيده مي شد اين جمله بود:
"پرونده تون رو مي ذاريم زير بغلتون"
خداييش كي ديده پرونده دانش آموزي را بزارن زير بغلش! مگه هندونس خو؟
پسر خالم معتاده خانوادش به هر راهي متوسل شدند نتونستن تركش بدن خالم ديروز اومده با گريه مي گه كاشكي اين هم ضربه مغزي بشه چند هفته بره تو كما بعد كه به هوش اومد فراموشي بگيره آدم شه !
يادمه كلاس اول دبستان بودم .يه شب اومدم مشقامو بنويسم ديدم مدادم نيست هر چي گشتم تو خونه مداد پيدا نكردم، رفتم سر كيف آرايشي مامانم مداد خط چشم مامانم رو برداشتمو باهاش مشقامو نوشتم. فرداش خانم معلم وقتي مشقامو ديد با يه لبخند معني دار پرسيد اينا رو با چي نوشتي؟ من جوابشو ندادم توي دلم گفتم عجب معلم باهوشيه فهميد من با چي نوشتم (ô_ô)
سريال مادرانه تمام شددلم مي خواد هاي هاي گريه كنم .
حتمامي پرسيد چرا؟
به خاطر رعناي بيچاره كه خيلي مظلوم واقع شد؟
نه
به خاطر فرزاد كه مامان خوشكلش عاقش كرد؟
نه
به خاطر اردلان قلدركه رفت زندان؟
نه اون كه حقش بود
پس به خاطر چي؟
به خاطر اينكه ديگه هيچ سوژه اي ندارم بيام اينجا پست بگذار�
پس دعاكنيد تا سري دوم سريال مادرانه ساخته بشه تا اون موقع خدا نگهدار (*_*)
كارتن" در جستجوي نمو" را ديديد؟ كه توش يه دلقك ماهي داره كه سفيد نارنجيه، من هر وقت توپ فوتبال ليگ امسال رو مي بينم ياد نمو مي افتم.خخخخخخ
آخه اين چه رنگيه براي توپ فوتبال!
گزارشگر بايد ديگه بگه:
بازيكن پا به نمو مي شه،نمو را شوت مي كنه به يار كناري، نمو لو مي ره،نمو به كرنر ميره،.......نمو وارد دروازه شد.گل.....نه خطاي هند، نمو به بازوي بازيكن خورده بود.
وقتی تنهاییم دنبال دوست می گردیم ،پیدایش که کردیم ،دنبال عیب هایش می گردیم.
وقتی که از دستش دادیم ،در تنهایی به دنبال خاطراتش می گردیم.
آگهي استخدام:
سامانه موقعيت ياب جهاني يا GPS از خانم رها تمجيد ملقب به چشم سفيد جهت همكاري در اين سازمان دعوت به عمل مي آورد زيرا فردي كه دچار فراموشي شده كه حتي پدر و نزديكان خود را نشناسد ولي قادر به ياد آوري آدرس كه حتي افراد سالم گاهي فراموش مي كنند، باشد .نشان دهنده نبوغ خارق العاده فرا فوق بشري ايشان مي باشد.
لذا خواهشمنديم از اين استعداد نهان در خدمت بشريت استفاده شود.
اعتراف مي كنم بچه كه بودم 2هزارتومن از پول عيدياي خواهر كوچيكمو مي گرفتم تا براش آدامس بادكنكي بخرم. بعد مي رفتم با پولش غير از آدامس كلي خوراكي هم براي خودم مي خريدم و توي راه همش رو مي خوردم تازه به آدامس خواهرم هم رحم نمي كردم تا دم درخونه مي جوييدمش بعد توي خونه يواشكي صافش مي كردم شكر مي پاشيدم روش و دوباره مي پيچيدم توي كا غذش بعد مي دادم بهش.
بنده خدا هم با چه كيفي مي خوردش
(خدارا شكر كارمند بانك نشدم وگر نه الان جرم اختلاس رو پروندم بود. ô_ô )
يه استاد خانم داشتيم بچه ها سر كلاسش خيلي تيكه مي نداختن يك روز در مورد
كا شي كاري سنتي بحث بود استاد گفت من خودم قسمتي ازكاشي كاري آشپزخونمو انجام دادم و...... يكي از پسرها در همين حين پاشد گفت :استاد دوست داريد مرد بوديد؟ استاد يك نگاه معني دار بهش كرد و گفت :من نه . ولي شما چطور؟
....ديگه هيچ كس سر كلاسش تيكه ننداخت.
يكي از آرزوهاي دوران بچگي م اين بود كه سرما بخورم بريم دكتر و دكتر برام قرص جوشان بنويسه . اونوقت يك روزه تمومش مي كردم توي آب نمي نداختم
مي جوييدم بيشتر كيف ميداد.
به افتخار آرزوهاي كوچيك بچگيمون
بابا بزرگم نصفه شبي مامان بزرگما از خواب بيدار كرده دعوا راه انداخته مي گه از سر شب دارم خواب بد مي بينم چرا منو از خواب بيدار نكردي به تو ام مي گند زن؟!!
مامان بزرگ: (◙_◙)
ما: (0_o)
پدرم چند ساله بيمه عمر داره يه روز به مامانم گفت: مي دوني زن اگه بميري 8ميليون تومن مي دن پس بجنب
مادرم گفت خب تو بمير كه 15 ميليون تومن به ما بدن.
پدرومادر عاشق من دارم!!!!!!!1
مي دونم! خسته اي!
مي دونم مي خواي اين پست ولايك كني ولي حال نداري!
مي دونم از بقيه انتظار داري كه اين پست و لايك كنن!
مي دونم كه نمي دونستي با لايك كردن اين پست هم خودت شاد مي شي هم من!
مي دونم كه نمي دونستي اگه اين پستو لايك كني تا چند روز خوش شانسي مي ياري!
خب امتحان كن! ô_ô
فانتزي من اينه كه يه دوست دختر پولدار پيدا كنم كه وضعش توپ باشه از اونا كه ماهي يه ميليون تومن پول پاستيلشون مي شه(اما معتاد نباشه ها) بعد بشينيم تو پارك با هم پاستيل بخوريم.
چيه .....خو من پاستيل مي خوام. (ô_ô)
بچه که بودم من و خواهرم خونه بابابزرگ که می رفتیم می رفتیم سر یخچالش نو شابه مشکی همیشه داشت نصفیش را می خوردیم بقیه ش را چایی پررنگ می ریختیم می گذاشتیم سر جاش.فکر می کردیم نمی فهمه.
خدا بیامرزدش هیچوقت به روی ما نیاورد
به یاد همه بابا بزرگا که دیگه بین ما نیستند.+1
رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی خوردم دیدم
پسته ها نم کشیده گفتم ننه پس چرا اینا اینجوریه گفت:اینا توی سوهانا بود که داییت سوغاتی آورده بود سوهانهاشو مکیدم اینم پسته هاشه من که دندون ندارم خب!
.
.
.
و این گونه بود که من دیگر هیچ پسته ای نخوردم.
دبيرستان كه بوديم يك كپسول آنتي بيوتيك از خونه بر مي داشتيم مي برديم مدرسه
قبل از اينكه معلم بياد بازش مي كرديم پودرش را مي ريختيم روي بخاري يك بوي بدي تو كلاس راه مي افتاد كه نگو و نپرس .معلم كه مي اومد فكر مي كرد از بخاريه هيچي ديگه كلاسو تعطيل مي كرد.
مي بينيد ما دهه شصتيا چه هوش و ذكاوتي داشتيم ، ô_ô،حيف كه امكانات نبود.
من يك پيشاني دارم بلند و كشيده !. چونه دارم پهن و بزرگ!. گونه هام كه ديگه نگو.!اصلا يه صورت دارم اندازه سيني!
اونوقت اين همه جا يه جوش گنده اومده صاف زده نوك بينيم!
عجب بدبختيه ها
يك روز دختر خاله م خونه ما بود (اسمش سهيلا ست يه كم چاقه هميشه يه مانتو صورتي مي پوشه با آرايش غليظ ومژه مصنوعي)
داشتيم صحبت مي كرديم گفت دوستام همه به من مي گن سيندرلا!!
من يه نگاهي بهش انداختم و گفتم ولي بيشتر به "سرنده پيتي" شبيهي
هيچي بلند شد قهر كرد و از خونمون رفت
فكر كنم ناراحت شد
الان يه برنامه آشپزي داشت نشون مي داد آشپزه مي گه :چند حبه سير به غذا اضافه كنيد تا عطر سير غذا رو خوشبو كنه؟ يه دقيقه بعد مي گه : براي اينكه دهنتون بوي گند سير رو نگيره چند برگ نعناع بجويد.
من الان دوچار دو گانگي شدم در حدي كه الان نمي دونم من كجام ؟ اينجا كجاست؟ خونمون؟ خونتون؟ خونشون؟ خونه آنها ؟خونه ايشان؟ ماضي نقلي! ب كوچيك ب بزرگ!
سينوس ايكس را پيدا كنيد؟ نمي دوني تا كجا مي ره؟ طول به اضافه عرض ضرب در عدد پي ! شبها كه ما مي خوابيم آقا پليسه كجاست؟ لي لي لي حوضك ............
☼_☼