يادمه كلاس اول دبستان بودم .يه شب اومدم مشقامو بنويسم ديدم مدادم نيست هر چي گشتم تو خونه مداد پيدا نكردم، رفتم سر كيف آرايشي مامانم مداد خط چشم مامانم رو برداشتمو باهاش مشقامو نوشتم. فرداش خانم معلم وقتي مشقامو ديد با يه لبخند معني دار پرسيد اينا رو با چي نوشتي؟ من جوابشو ندادم توي دلم گفتم عجب معلم باهوشيه فهميد من با چي نوشتم (ô_ô)