دبيرستان كه بوديم يك كپسول آنتي بيوتيك از خونه بر مي داشتيم مي برديم مدرسه
قبل از اينكه معلم بياد بازش مي كرديم پودرش را مي ريختيم روي بخاري يك بوي بدي تو كلاس راه مي افتاد كه نگو و نپرس .معلم كه مي اومد فكر مي كرد از بخاريه هيچي ديگه كلاسو تعطيل مي كرد.
مي بينيد ما دهه شصتيا چه هوش و ذكاوتي داشتيم ، ô_ô،حيف كه امكانات نبود.