باباي من يا كولر را روشن نمي كنه يا اگه با خواهش و تمناي ما روشنش كردنه تنها به پنجره اتاق كه لاش يه كم بازه گير مي ده بلكه اگه در كمد در كابينت يا حتي در جعبه عينك من باز باشه ايراد مي گيره كه هواي سرد مي ره توش!!!
خدايا چه كنم من؟
@khordad · ۵۶۴ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳۰۳ رأی)
باباي من يا كولر را روشن نمي كنه يا اگه با خواهش و تمناي ما روشنش كردنه تنها به پنجره اتاق كه لاش يه كم بازه گير مي ده بلكه اگه در كمد در كابينت يا حتي در جعبه عينك من باز باشه ايراد مي گيره كه هواي سرد مي ره توش!!!
خدايا چه كنم من؟
فانتزی من اینه که یه پست بزارم 206تا لایک بخوره نه بیشتر نه کمتر آخه من عاشق ماشین 206 هستم.
کمک کنید به رویام برسم.
نکنه 405 تا بشه
نه نه خدا نکنه با احساسات جوون مردم بازی نکنید
گاهي وقتها كه مي يام اينجا مي بينم بعضيا چه زوري مي زنند يه چيز خنده دار بنويسند حتي يه پوسته خربزه كنار خيابون ببينند ازش يك جوك در
مي يارند . باخودم ميگم چه مي كنه اين 2هزار تومن!!!!!!
ديروز خواهرم و شوهرش خونه ما مهمون بودند. دور هم بوديم شوهر خواهرم خواست ما را شاد كنه بنده خدا يك جوك بي مزه گفت من تو حال هواي 4 جوك بودم گفتم "جالب نيست"
از چشم غره خواهرم به خودم اومدم گفتم با شما نبود�
ببينيد با ما چه كردند.!!!!!!!
از وقتي قبض برق و با پول خودم پرداخت كردم حالا ديگه اين منم كه كولر و خاموش مي كنم نه بابام!
مي گم چرا هر كس مي خواد برا كسي دلسوزي كنه مي گه جيگرم كباب شد چرا نمي گه جيگرم آبپز شد يا جيگرم گريل شد! تازه خاصيتش هم بيشتره سرطان زا هم نيست
از شانس بد من اگه يه روز برم تو افق مي بينم همه دارند بهم مي خندند بعد نگاه مي كنم به خودم مي بينم همه جام محو شده غير از صورتم و انگشتم كه تو دماغمه!!!
اي بخشكي شانس
یه روز بابام از اداره اومد گفت فردا ناهار مهمون دعوت کردم خیلی باهاش رو درواسی دارم می خوام خیلی مجلل ازش پذیرایی بشه آبروم نره سنگ تموم بزارید.بعد هم رفت کلی خرید کرد شیرینی آجیل میوه های آنچنانی...... مامان بیچاره هم فرداش چند نوع خورشت وبرنج و کباب و سوپ و دسر آماده کرد.مهمون بابا آومد سر سفره برنج کشید سوپ رو ریخت رو برنجش و یه قاشق خورد و گفت عجب خورشت خوشمزه ای شده اسم خورشتش چیه؟
یه سوال برا من پیش اومده این دکترای پوست اینقدر خال برمی دارن چی کارش می کنن؟ شاید باهاش سمر قند و بخارا را که هیچ کل دنیا را هم بتونن بخرن.
آيا براي شما هم اتفاق افتاده؟
:از فردا ديگه اينقدر نمي يام 4 جوك اصلا نيم ساعت كافيه. يك كم هم رژيم مي گيرم تا چند كيلويي وزن كم كنم. فعاليتم رو زياد مي كنم با ورزش و پياده روي . يك مقداري مطالعه مي كنم تا اطلاعات عموميم بره بالا.
فرداش= 6ساعت تو فور جوكم. . 5ساعت مي خوابم .4ساعت تلوزيون ميبنم وتا سر حد مرگ هم مي خورم.
مي بينيد چقدر با ارادم!
هان: شما هم همينجوريد؟
قربونتون برم پس من تنها نيستم. 0_ x
رفته بودیم روستا خونه یکی از آشناهامون. برامون هندونه آورده بود.ما نمی خوردیم .در اومده می گه بخورید اگه نخورید مجبورم اینا را بریزم جلوی گاوا
اخه خدایا قربونت برم این فک وفامیله که ما داریم.
بچه ها من اینقدر امروز پستها را لایک زدم که چشمامو می بندم یک قلب قرمز
می بینم که روش +1 نوشته شده. چی کار کنم از این حالت در بیام؟
بیکاریم یه عالمی داره مگه نه؟
یک روز با دوستم توی خیابون می رفتیم ببابای دوستمو دیدیم در اومده به من می گه :این مهران رو یک کم نصیحت کن خیلی دروغ می گه تا حالا حرف راست ازش نشندیم ...
دوستم : چی می گی بابا یعنی من تا حالا حرف راست نزدم!!!!!!!!
بابای دوستم: چرا فقط یه بار دیدم حرف راست زدی.پشت در خونه بودی در می زدی من گفتم کیه گفتی منم .درو باز کردم دیدم راست میگی خودتی!
پروردگارا عباس را به جنیفرلوپز برسان.
خداوندا ما را از شر افکار پلید گودزیلاها مصون بدار.
پروردگارا حلق افراد دروغگو را گشادتر بفرما.
خداوندا ما را از دست کرم حلزون و پشه های مزاحم رهایی بخش.
پروردگارا لذت محو شدن در افق را از ما مگیر.
خداوندا لایک بالای 800 تا به همه ما عطا بفرما.
الهی آمین
دبیرستان بودم ناظم مدرسه اومده بود مارا نصیحت کنه.
شنیدم بعضی دانش آموزا به هم دری وری میگن.کسی که در طلب علم می ره مقدسه.
از این به بعد هرکی به دانش آموزا دری وری بگه به پدر ومادر خودش گفته.
ای کریمی الاغ پدر.. بیا ببینم به یاوری چی گفتی؟
بعد از مدتها تحقیق و تحفص شبانه روزی بسیار به این نتیجه رسیدیم که:
4 جوکی های عزیز به 5 چیز علاقه فراوان دارند. و آن 5 چیز عبارت است از:
1 - حلزون
2- حلق
3- پشه
4- عباس
5- لایک
تا حالا براتون پیش اومده؟
توی خیابون دارین دنبال جای پارک می گردین .همه جاها پره. یه دفه یه ماشینو میبینین داره از پارک در میاد. با خوشحالی تمام چند متر عقب تر وایمیستید .چند دقیقه ای منتظر می مونین .بعد می بینین رانندش ماشینو خاموش کرد و خیلی شیک از ماشین پیاده شد و در حالی که به شما پوزخند ملیحی می زنه و سویچو توی انگشتش می چرخونه توی افق محو می شه.
شما هم هاج و واج نمی دونین حالا باید به اون فحش بدین یا خودتون.
یا حالا براتون مثه من پیش اومده؟
تود خیابون در حال قدم زدن هستید.
یک نفرلبخند زنان به شما نزدیک میشه.
: چه لبخند زیبایی!این از کجا منو میشناسه؟
شما هم بهش لبخند می زنید.
نزدیکتر که میشه یه سلام گرم و صمیمی میکنه.
فورا با مهربانی جواب سلامشو میدید.دارید باهاش احوال پرسی می کنید که می بینین از کنارتون رد می شه. سر بر می گردونین می بینین یه نفر پشت سرتونه نگو با اون بوده!
ضایع شدن تا این حد؟؟؟؟
آخه خدایا چرامن؟؟؟؟
دیروز بچه داداشم دو سال و سه ماهشه این شعر را می خوند.
بعبعی میگه بع بع
دمبه داری؟نع نع
پس گ.. خوردی می گی بع بع
کی گفته تحریما هیچ اثری نداره
سال يك هزاروچهارصدبيست ودوي هجري شمسي
من ونوه هام كنار هم نشسته ايم.
من: يادش بخير زمان ماكه اين چيزا نبود سرگرمي ما يه صفحه اينترنتي بود اسمشم 4جوك بود مي رفتيم عضو ميشديم بعد هم جوك مينوشتيم اگه تاييد مي شد تا چند ساعت بشكن ميزديم تازه اگه لايك مي خورد تا 24 ساعت عربي مي رقصيديم.
نوه هام:خخخخخخخخخخخخخخ بميرم براتون بابا بزرگ عجب زندگي سختي داشتيد.