n

negarshams

@marmarenegi · ۲۴۱ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۸۲ رأی)

+ اعـتـراف مـیـکــنم :
در دوران تـحـصــیل از روی اون
بـرگــه هـای کـوچـیـکی کــه مــالـه دفـتــر مُعــاون بـود و مـیـدادن کـه غـیـبـتای سـاعـتی مـوجـه بـود باهـاشــون،کُلــی کــش مـیرفـتم...
بـعـدم خـودم زحمــت میکـشـید�
میـنوشــتم و فِرت و فِرت خُلاصــه تـو غـیبـتای مـوجه بـه سـر مـیبـردم ...+

+ دقــت کـردیـن فـقـط 1 ایـرانـیـه کــه
مـاهـی چـنـد ده هـزار تـومـن
پــول مـیـده بــره باشــگا بـیشـترم بـخــاطـر تـردمــیل،بـعـد وخـتــی تــردمــــیل واس خـونـش بخــره دسـتـگاه
ســال تا ســال گـوشـه خـونـه خــاک مـیخــوره ...؟ +

+ دوســتــان مــن کــه از شــوکِ ایـن 20
امـتـیاز عـیـدی درکنــار سـکــته و لُکـنـت زبــون ، گَلــوم نـاجـور گـرفــته
تــار هـای صــوتیـم ازبیــن رفــت ..
شــماهــارو نمــیدونــمـ ..
مســئولـین عاشـــــــــقتونیم ..
4جـوک دوسِت داریم ..
مــسئولــین 1 دونــه اید 3> ..+

+ دقـت کردیـن وختـی یه چـیزی از یـخچال برمـیدارید میـخـورید مـثلا 5 تـا شـیرینــی باشـه 1دونشــو بـخورید همــه اعضای خانـواده مـیپرسـن کــی 1دونه شیریـنی رو خــورده؟
لامـصب انــقد بــد میـپرسـن
انـگا بازجـویـی میـکـنن ..
مــن که دیـگه هــروخ میــرم سر یخــچال عـربـده میــکشم مــن دار�
1 عــدد نارنگـی برمــیدارم .. والا +

+ دقــت کـرده بـودیـن کـوچـیـک کـه بـودیـم وخـتـی تـوفـامــیل 1 بـازیـه دســت جـمعـی مـیکــردن مــثه والـیـبال یا گـل یا پــوچ، مــاها هیچوقت در حـــد نـوخـودی هـم نـبودیـم و تـوبـازی حساب نـبودیم ..؟
آی که این افسردگی من منشأ ش
اون زمانه +

+ دوســتان دقـت کـردیـن تــو دوران تـحــصــیل
دبـیـر بعــد از درس دادن مـیـپـرسـیـد
اشــکـال داشـتیــن تـو فـهـمیــدن درس
تـا قـبـل از زنـگ تـفـریــح بـگــید ...
بـعـد کـه مـیگفتــیم اشــکال داریــم،
همـیـشه بـا داد و هــوار میـگفــت:
پـس مـن 2 سـاعـت درس مـیــدادم حـواسـت کــجا بـود چــه غلـطـی میـکـردی ..؟ +

+ فانــتزیم ایـنه
عکـس گـیگـیلی دماغمـو بـذار�
شبـکه اجتــماعی کـه 5 هــزار تا لایکــ بخـوره و 500 تـا هـم کامنــت داشــته باشــه با چــند تا مضـمـون ایـنجــوری:
1.گـیگـیلیـتم عشقم..
2.چـند میـفروشـی به مـن خانومـم؟
3.بیا عکــس گیـگیلـیه مذکـرمو بذار کـنارش بدونـن صاحـاب داره ..
4.هـی گیگیلی گیگیلی گیگیلی آغوشـتو وا کـن،هی گیگیلی گیگیلی گیگیلی تو دهــنم خودتـو جا کــن ...
5.اگه میشه عکـسو به ایمیلــم بفرســتید ...
6. بسه دیگه تا 6 اومدی؟
نکنه توقع داری 500تا کامنتو
اینجا بذارم؟ ...+

+ حـاجی آبـجـیم اینا خونـمون بودن من رفـتم از بالای بوفـه ی پذیرایی روزنامـه بردارم،همچی که روزنامه رو کشیـدم 1 چیزی افتاد روم 1جـیغ بنفش زدم و سکـته ناقص کردم دیــدم 1عروسکه قورباغـه که بَچَشَم رو سرش بود انقدم زشـت بود رو زمیـنه! مادرخاتـونم برش داشـت و گفت : کـولی چـته؟ اینو واسه آریاجـونم (خاهرزاده2سالم) آوردم...!
والا مـن با این عظــمت گُرخیـدم بعد مادرخاتــون به زور مــیخاس قورباغـه رو بقـبـولونـه به آریـا تا بوســش کُنـه بـچه o_O +

+ آبجــی کوچیــکه داشــت مانـتـوی سُرمـه ای مـدرسـه اش رو اُتــو مـیـزد، برگشــت بهــم گفــت : نـگاااااار ..!
مـیگـما حـالا کـه دقــت کـردم میـبـیـنم مــانتـوم بادمـجـونیه..!
جــــــــان ...؟ o_O
بادمجــونی و سُــرمـه ای؟
بعــله ایــشون همــون مُهــندس آیـنده هســتن ...+


اعتـراف میـکنم کـه ناتـوانم چون شـبا صـدای هق هق مـادرم از درد دنـدون بدنمـو میـلرزونـه و تا صُب اشـک میــریزمـو کـاری ازم برنمیــاد،ناتـوانم که نمیــتونم احـتیاجـات مادرمـو بـراش فراهمـ کُنم،ناتـوانم به هـزاران دلیـل ...با وجود خیلی مشکلات
فقط لبخند و قربون صدقه تحویلمون میده ...
اما افتــــخار میکنم که مـادرم تکـه.. که شغلـش میهـمانـداری مجالسـه، کـه یک تنـه 10ســال 4 تا دختـرش رو به تنـهایی به ثـمر رســوند،که دنـیا و توقـع هاشـو زیـر پا بــه خاطـر مـا لِه کرد ..و هـزاران افــتخار ... انـشالا به زودی بتـونم جــبران کُنم...سلامتــیِ تمـوم فرشـته های بـی همــتامـون و موندگـاری سایــشون بالای ســر ..
و شـادی روح فرشــته هایی که پیـش خُدا هســتــن صلوات ... +

+ در جواب اون دوستی که گفته بود چرا فقط ازمادراتون میگید بگم: برادر من! کسی مثه من پدرو مادرش فقط مادرشه، من به نَری که تا بود بدن مارو با کبود های مختلف رنگامیزی میکرد ،نَری که 1 زن و 4 تا دختر معصوم رو رهاکرد و رفت ازدواج کرد بدون دادن نفقه،نَری که با ذهن کوچیکش حرف مردم رو تا قیامت واسه ما خرید،نَری که وختی بعد 10سال اومد مثلا ببینتمون به ما پُز ماشین آخرین سیستمشو داد عوض دست محبت، نَری که . . . برای ما پدری وجود نداره جز داخل شناسنامه...خدا پدر مادرهای خوب رو حفظ کنه...
افتخار میکنم که مادرم،پدرم،رفیقم،عشقم،فقط مادرخاتونمه ...+

+ نشــسه بـودیـم سر سفــره ..
آبجــی کوچیـکه واسـه 5 نـفر آدم 6 تـا لـیوان آورده بـود، جالـبه آبجـی بزرگـمم بـرداش هـر 6 تــا لـیوان و نوشــابه ریـخـت تــوشون ... دوزاریمــون افـتاد کـه 1 لـیوان اضـافـیه،داشتــیم سـرش چـونه میزدیـم یدفـه دسـم خــورد نوشـابم ریـخت وسـط سـفره..!
بـعد آبـجی کوچیــکه برگـش گـفت : آخ ببـینـید ،خـوب شـد دیــگه ! قـسـمت بـود نوشـابه ی نگـار بریــزه که ایـن لــیوانه اضافـه حیـف نـشه .... O_o
هیچـی دیـگه ، بچـه تـازه میــخاد مهنـدسم بشـه با ایــن iQ +

+ آهـنـگـی کـه هـمـیـن مــهـر 92 اومــده
گـذاشـتــم ، طــرف بـرگشــته بـا ژسـت بـهـم مـیـگـه : هـعــی ... یـادش
بـخـیـر چـقد بــا ایـن آهنــگ خـاطــره
دارم .. چــقـد گـوش مـیدادمــش ...!
خــو آخـه حـاجـی بـزنـم تـو دهـنـت بـشــی
فـضــای قـرمــز حقــتـه دیــگه .... +

+ اون تـبلــیغ و دیدیـن که دوتـا پسـر مـکالمشــون ایـنه =>
پسر1:مـیدونـم شــاژ میـخای !
پسر2: تایـید میکــنه ..
پسر1 :مـیدونم الان میــخای من بـر�
واسـت شـاژ بـگیـرم ،اما نمـیرم!
پسر2: شـاکی میــشه ..
پسر1 میـگه چـون ازطـریق بانک فلان راحـت مـیگیری ...
حــاجی مـن و آبجـی کوچیــکم تا شاکـی شـدن پـسر 2 عیـن اونایــیم،
مـن پـسر 2 آبـجـیمم پـسر 1 ...
مُنــتها چـون من نه پـول دارم نـه حســاب بـنابرایـن آخـرش لـبخند طـرح مــونا نمـیزنـم ،دوتامـون عَربَده میکشـیم سـر هم، آخـرم آبجیــم با پـرچَم سـفید میــره شــاژ واسـم میخـره ... :D +