تاریخ انتشار : مرداد 1398
مرد متاهلي تصميم گرفت شب با منشي اداره اش باشد.
رفتند خانه منشي و تا صبح با هم بودن،موقع آمدن مرد کفش هايش را برد تو باغچه و حسابي کثيف و گلي کرد.
وقتي رسيد خونه زنش با عصبانيت گفت:ديشب کجا بودي؟
مرد:عزيزم نميتونم بهت دروغ بگم،من ديشب با منشي اداره خوابيدم!
زن با تعجب نگاهي به کفش هاي مرد کرد و گفت:کثافت،دروغ ميگي باز با دوستات رفته بودي کوه.











.gif)
.gif)