دستانش را بریدند تا از حسین دست بکشد !
می دانستند دلش لبریز از عشق حسین است ، هدف تیرها کردند قلبش را …
گفتند در سرش هوای حسین است ، چه کنیم ؟
اینجا بود که پای عمود آهن به میان آمد …
@علی اسدی · ۵۰۰ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۵۰۱ رأی)
دستانش را بریدند تا از حسین دست بکشد !
می دانستند دلش لبریز از عشق حسین است ، هدف تیرها کردند قلبش را …
گفتند در سرش هوای حسین است ، چه کنیم ؟
اینجا بود که پای عمود آهن به میان آمد …
ای دو دستت بهره دوست ز تن گشته جدا.....دست گیری بنما از من تنها عباس
الحق که به تو ، نام قمر می آید.....ای ماه ترین عموی دنیا عباس …
حقا که حقیقتا علی حق باشد / حق است علی ز حق که بر حق باشد
دیدیم خطی به دفتر لم یزلی / حق با علی و علی مع الحق باشد
من حب علی دارم و عالم دارم / با این همه مایه چه دگر کم دارم ؟
با لطف خدا اگر بمانم ثابت / در روز جزا کجا دگر غم دارم ؟
شایسته ترین مرد خدا بود علی / در شان نزول هل اتی بود علی
هرگز به علی خدا نمی باید گفت / لیک آینه ی خدا نما بود علی
یا قمر بنی هاش�
قسم به بزرگی ات و لحظه هایی که از آن من کرده ای...
دنیا و دار و ندارش
به چشم بر هم زدنی هم نمی ارزد
و هر چه هست عشق تو است و بس...
نبودنت عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان آور است !
هر چه ترسیدم از آن، آن به سرم می آید......مشک سوراخ شد و کیست برم می آید؟
اشک خجلت فقط از چشم ترم می آید...... ناله ی العطش اهل حرم می آید ...!!
دیوانه علمدار حسینم...
ای زینب(س)
تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!
تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟
یاری ام کن!
ای که نام تو کلید همه درها عباس.......ای که یاد تو دوا هست و مداوا عباس
ای گل باغ علی ای پسر ام البنین.......ای که هستی تو عزیز دل زهرا عباس
ای کریمان جهان جمله گدای در تو.......همه حاجات شود از تو روا یا عباس
هیچ جای این شهر
از یادت در امان نیست�
حتی به کوچه ی علی چپ که می روم!
ای دست تو، دستگیر عالم........وی در رخ تو علی مجس�
دریای عمیق مهربانی........تمثال علی، علی ثانی
مرآت حسین مظهر عشق........گل واژه ی ناب دفتر عشق
ای عبد خدانما، اباالفضل........دریاب دمی مرا اباالفضل
خدا از مردم نادان عهد نگرفت كه بياموزند، تا آنكه از دانايان عهد گرفت كه آموزش دهند.
حضرت علی(ع)
با آن كس كه تو را سخن آموخت به درشتي سخن مگو، و با كسي كه راه نيكو سخن گفتن به تو آموخت، لاف بلاغت مزن.
حضرت علی(ع)
مفهوم بلند آفتابى عباس........از گریه کودکان کبابى عباس
از تشنگیت فرات دلخون گردید........والله که آبروى آبى عباس
مشک برداشت که سیراب کند دریا را.....رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را
آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب.....ماه می خواست که مهتاب کند دریا را
تشنه می خواست ببیند لب او را دریا.....پس ننوشید که سیراب کند دریا را
کوفه شد علقمه،شق القمری دیگر دید.....ماه افتاد که محراب کند دریا را
دیوانه ی علمدار حسین�
بود عباس به دنیا همه جا یار حسین.....ساقی تشنه لبان بود و سپهدار حسین
ساقی تشنه لبان، منصبش از حیدر بود.....قهرمان بود که گردید علمدار حسین
ای سپه! حجّت حق، ملک نجات است حسین.......مظهر عدل خدا، مظهر ذات است حسین
به خداوند قسم اصل حیات است حسین.......روز میعاد، رفیع الدرجاتست حسین
بارالها! فرج مهدی موعود چه شد؟
آنکه دلها ز عطایش ز غم آسود، چه شد؟
گوهر گنج فضایل، دُرمنضود، چه شد؟
صبح امید چه شد؟ طالع مسعود چه شد؟
کـســی از نــام اباالـفـضــل اگــر دم بـزنـد.....عـشق پیدا شود و خیمه به عالم بزند
دیــده از نـام اباالـفـضـل چـراغـان بشـود.....عشق پیدا شود و خیمه به عالم بزند
عاشق علمدار حسینم...