مشک برداشت که سیراب کند دریا را.....رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را
آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب.....ماه می خواست که مهتاب کند دریا را
تشنه می خواست ببیند لب او را دریا.....پس ننوشید که سیراب کند دریا را
کوفه شد علقمه،شق القمری دیگر دید.....ماه افتاد که محراب کند دریا را
دیوانه ی علمدار حسین�