اتفاقا منم شعر میگم ولی وقتی برا بقیه میخونم
میگن چرا شِر میگی—_—
@Mahdie_rhi · ۲۹۷ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲۲۵ رأی)
اتفاقا منم شعر میگم ولی وقتی برا بقیه میخونم
میگن چرا شِر میگی—_—
انقد بدم میاد ازونایی که مثل آدم زندگی میکنن، مثل آدم شبا میخوابن ، صبح زود بیدار میشن
جمع کنین این زندگی روتین رو ، شوک بدین به زندگیتون،
مثل ما بیچاره کنین خودتونو
امروز اتفاقی یکی از کارنامه های دوران راهنماییم رو پیدا کردم نشون بابام دادم که جو خونه رو نوستالژیک کنم گفت یادم نمیاد کتک این رو بهت زده باشم کمربندشو کشید دنبالم کرد
فرهنگ لغت بابا�
.
اون گه: گوشی
اون دست خر: مود�
اون بی صاحاب: کولر
اون لامصب: چراغ اضافه
اون گه مصب: کامپیوتر
الله اکبر سره نمازو هنوز نفهمیدم چیه!
پیامبر اکرم:
«چه بسا روزه داری که جز گرسنگی و تشنگی چیزی نصیب او نمیشود»
رمضان مبارک☺
بزرگترین حرکت سیاسی عمرم این بود که وقتی بچه بودم میرفتم توی دیگ بزرگای مادرجونم بعد خواهرم دیگو میچرخوند و من تحت تاثیر اوضاع سیاسی اونموقع شعار میدادم "انرژی هسته ای صَلِ مُحَمَدِ ماست":|
(البته که حق مسلم ماست) :d
دیشب از یه چیزی ناراحت بود�
گفتم "خدایا منو گاو کن"
خواهرم زد رو شونه ام میگه چیه؟
از خر بودنت لذت نمیبری؟ :)))))
رفیقم برگشته میگه
اگه موقع شراب انداختن " بسم ا..." نگی ، شرابِت سرکه میشه !:|
ینی پشم های کل کاتبان فقهی قرن چهارم به لرزه افتاد
از کیفیت ظرف شستنم همین بس که تو لیوانی که خودم شستمش آب نمیخورم
دیروز از سوپری سر کوچه سیگار گرفت�
امروز بابام رفت اونجا صاحب سوپری صدام کرد و به بابام گفت پسرتون ازم سیگار خریده
وظیفه دونستم بهتون اطلاع بد�
بابام گفت پسرم به سنی رسیده که خوب و بد خودشو تشخیص بده
از این حرکت بابام خیلی خوشحال شد�
تا اینکه دو تایی رفتیم خونه و جِرم داد:))))
به بابام گفتم یک کیلو شیر و پنیر خر میلیونیه
گفت خاک تو اون سرت که فقط اخلاق و رفتار خر رو داری
:)))
الان بچه ها هر کدوم تو خونشون یه تاب و یه سرسره دارن حوصلشون که سر بره میبرنشون شهربازی تازه تو شهر بازی جایزه هم میگیرن
من یادم میاد بچه بودم با خواهرم یه هفته عر میزدیم که مارو ببرن پارک بالاخره مارو جمعه موقع ظهر تو آفتاب سوزان میبردن یه پارکی که کفش شن بود تموم جونمون شنی میشد
از ترس کنده شدن زنجیرهای زنگ زده تاب که تاب بازی نمیکردیم میگفتن برین پنج دور سُر بخورین بعدش بریم خونه
میرفتیم سمت یه سرسره با ارتفاع پل هوایی که یه سرسره تونلی و یه سرسره سرباز داشت ،سربازه رو که از ترس پرتاب به اوج آسمان نمیرفتیم
میرفتیم تو سرسره تونلی نگاهش میکردی یه لوله گنده آهنی زنگ زده بود که از اول تا آخرش سوراخ های ریزودرشت داشت عین رنده:|پشمامون میریخت ...یه دور ازش سُر میخوردیم میفتادیم رو سَر بقیه بچه ها دعوا میشد کتکمون میزدن میبردنمون خونه بعدشم میگفتن چون امروز رفتیم پارک ناهار نداریم نون و چایی بخورین://
باز عین خر عر میزدیم که هفته بعدم بریم پارک چقدرررر بدبخت بودیم ما
خداییش میشینید واسه بعد کنکورتون برنامه گواهینامه و سفر و ...میچینید؟؟
من فقط میخوام بخوابم بخوابم بخوابم:)
دختره 13ساله میگه رفیقاتم تا وقتی براشون سود داری باهاتن
فکر کنم به دوستاش سر امتحان تقلب نداده باهاش قهر کردن
عزیز حالا یه تتو زدی شاخ بازی در میاری بعد آنفالو هم میکنی؟؟
باشه ولی ما که یادمونه تو مدرسه با خودکار رو دستت تتو میزدی میبردنت دفتر گریه میکردی ما میومدیم وساطت میکردیم واست:)
ما کوچیک بودیم بزرگترامون رل داشتن
بزرگ شدیم کوچیکترامون رل دارن
از ما در آینده به خارداریون یاد خواهد شد:|
ما از اوناشیم که همرو به راه راست هدایت میکنیم
که راه خودمون خلوت شهシ
منو برگردونین به اون موقعی که سالاد الویه رو افقی گاز میزدم:))
ما از اوناشیم که همرو به راه راست هدایت میکنیم
که راه خودمون خلوت شهシ
منو برگردونین به اون موقعی که سالاد الویه رو افقی گاز میزدم:))