M

Mobina

@Mobina_Gholamy · ۷ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۷ رأی)

M
Mobina_gholamy ۷ سال پیش
جوک

آقا (بله من درس خونم)
من چند وقت پیش امتحان علوم داشتم بعد خیلیییییی زیاذد بود ومن مجبور شدم تاساعت یک ودوی شب درس بخونم آخرین سوال کتاب درموردزیست گاز بودمنم غرغ(قرغ،غرق) خو هالاهرچی غرق خواب بودم ودرس می خوندم حواسم نبود بجای زیست گاز خوندم زیست گوز (باصدای خیلی بلند خوندما)
بعد یه هو خواهرم که خواب بود دومتر پرید هوا وگفت :«کی گوزید به من بگو منتاقتشو دارم» منم اینطوری شده بودم00وفقط نگاه مکردما از اون موقه تاحالا دیگه. شبا درس نمی خون�

M
Mobina_gholamy ۷ سال پیش
پیام

با سلامی دوباره. خیلی وقت بود نیومده بودم فورجوک و این اولین پستم بعد از مدت هاست.(آخی نیگاشون کن چقد لاغر شدن. نمیدونستم که اینقد به خاطر نیومدن من ناراحت شدین).خوب من رفته بودم پایین کلاس که درس توضیح بدم (آره شاگرد زرنگم مشگلیه) بعد می خواستم بگم لوبیا سبز و خیار به جاش کفتم خیار سبز و لوبیا! تازه هیشکیم نفهمید ولی خودم لوش دادم. معلممونم که خیلی باحاله گفت دخترم تو کتاب نوشته خیار نارنجی تو دادری اشتباه میگی. این حرف معلم همانا و ترکیدن کلاس همان. الان من بدنبال یه راهی هستم که همکلاسیام رو از کره ی مریخ نجات بد�
من:(
معلم:)
بچه ها:)))))))

M
Mobina_gholamy ۸ سال پیش
جوک

سلام
آقا ما دیروز رفتیم خرید برایه مدرسه بکنیم بعد رفتیم تویه مغازه که یه کم شلوغ بود‌‌‌‌‌۰
یه گود زیلایی هم تویه مغازه بود که جاش نمی شد رد شه انقدر چاغ بود بعد صاف به مامانم نگاه میکنه ومیگه برو کنار آقا!!!!
اینا از گود زیلا بد ترن یه پا انا بلن برایه خودشون
من*-*
مامانمO_O
آقایه چادری؟_؟

M
Mobina_gholamy ۸ سال پیش
جوک

Mobina_gholamy
آقا ما چند سال پیش(کلاس چهارم.الان میرم هفتم)داشتیم از مدرسه با خواهرم بر میگشتیم.روز قبل هم حسابی بارون اومده بودو همه جا گلی.خلاصه ما داشتیم میرفتیم که یهو هر دو تامون تا زانو رفتیم تو گل.حالا ما هم شروع کردیم جیغ و داد و هیشکیم اونجا نبود.دیدیم داریم میریم پایین همش.یعنی باتلاقی بودا.تا بالاخره بعد از تلاش های بسیار خواهرم اومد بیرون و منم کشید بیرون ولی بد بختی که یکی دو تا نبود که کفش من موند تو گلی.به بدختی درش آوردیما یعنی.دیگه وقتی داشتیم بر میگشتیم خونه شده بودیم دو تا کپه گلی. خخخخخخخخ