خ

خـانـوم آقـا مُـحسن

@خانوم آقا محسن · ۵۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۰۳ رأی)

خ
جوک

رﻓﺘﻢ ﺩﻡ ﻋﻄﺎﺭﯼ
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ؛
ﻫﺰﺍﺭﺗﻮﻣﻦ ﺯﺭﺩﭼﻮﺑﻪ ﺑﺪﯾﺪ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭﺗﻮﻣﻦ ﻓﻠﻔﻞ ﺳﯿﺎﻩ.
ﻋﻄﺎﺭﻩ ﻫﻢ ﮐﺸﯿﺪ ﻭﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﻮﭘﻼﺳﺘﯿﮏ، ﺩﺍﺩ ﺑﻬﺶ .
ﺑﻌﺪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯿﺸﻪ؟
ﻋﻄﺎﺭﻩ ﺳﺮﺷﻮ ﮐﺮﺩﻩ ﺗﻮ ﮔﻮﻧﯽ ﻓﻠﻔﻞ ﻫﯽ ﻧﻔس ﻋﻤﯿﻖ میکشه
:)) :||
イσⓚイムℳ#

خ
جوک

کهنه فروش تو کوچمون داد میزد...
چراغ کهنه میخریم...
وسایل شکسته میخریم...
بی اختیار فریاد زدم...
کهنه فروش ، قلب شکسته هم میخری؟?
کهنه فروش با لبخند تلخی گفت:
گ…و…ه نخور عقب افتاده!!!
اینجا تلگرام نیست از این چرندا تفت میدیا!!! :|| ^__^
ملت عصاب ندارنا:|

خ
پیام

استادی پرسید:چرا وقتی عصبانی هستیم داد میزنیم ؟
یکی ازدانشجویان گفت: چون درآن لحظه خونسردیمان را از دست می دهی�
استاد گفت: این درست؛ اما چراباوجودی که طرف مقابل کنارمان است داد می زنیم ؟
بعد از بحث های فراوان سرانجام استاد چنین توضیح داد :
هنگامی که دو نفر از یکدیگر عصبانی هستند قلبهایشان از یکدیگر فاصله می گیرد و برای جبران این فاصله مجبورند داد بزنند،
هرچه عصبانیت بیشتر،فاصله بیشتر و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند،
سپس استاد پرسید: هنگامی که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقی می افتد؟
آنها به آرامی با هم صحبت می کنند،چرا؟
چون قلب هایشان خیلی به هم نزدیک است و هنگامی که عشق شان به یکدیگر بیشتر شد حتی حرف معمولی هم باهم نمی زنند و فقط در گوش هم نجوا میکنند و عشق شان همچنان بیشتر می شود
سرانجام حتی نجوا هم نمی کنند و
فقط یکدیگر را نگاه می کنند
این همان عشق خداست به انسان
که خدا حرف نمی زند
اما همیشه صدایش رادر همه وجودت حس میکنی
اینجاست که بین انسان وخدا هیچ فاصله ای نیست
و می توانی در اوج همه شلوغی ها بدون اینکه لب به سخن بازکنی
با او حرف بزنی
خدایی باشید و عاشق!!!