<چشـاتو.. چشـاتو.. دوس دارم>
چـشـمان قـهوه ایت خاصـیت قــهوه ی سـبز را داراسـت
نوشـیدنش عامـل کاهـش وزن کـنار ِ بیــــقراری هاســت
کــ مــ
@D$D$D · ۶۴۸۹ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۷۳۵۶ رأی)
<چشـاتو.. چشـاتو.. دوس دارم>
چـشـمان قـهوه ایت خاصـیت قــهوه ی سـبز را داراسـت
نوشـیدنش عامـل کاهـش وزن کـنار ِ بیــــقراری هاســت
کــ مــ
<چه دنـیایی به من دادی؟ بـه من که دل نمیــدادم>
منـی که میـون حرف زدنـات
دلم تنـگ میشد برات
چه به بی تو بودن؟
کــ مــ
کـودک آزاری به سبـک 1400سال قـبل..
+ بابامـو میخـوا�
- تشتـی حاوی سـر بابا را برای دخـدر خانـوم 3سـاله مـیبرند
ای خدا لعنتتون کنه تا قیامت و بعد قیامت تا خدا زنده س
<تـو بودی نـاجی دیـوونگـی هام>
بعـد بیستـ و چهـار ساعتــ ِ کـاری
خسـتگی و آشـفتگی و بی حـالی
نمـی بـَرد مـرا چـُـرت و خــوابی
دانـی تـو چـرا شاه ماهـــــــی؟
کــ مــ
عکسِ چِشـمانت بُــوَد بر صفـحه ی گوشـی ما
یا بوسـه بارانـَش کُنم یا خـون کـُند چشـمان ما
کــ مــ
خوابـــ دید�
با نوازش تو به خــوابـــ میروم..
ابر پاییز بود خوابـت
باران پاییز شــــد�
کــ مــ
[[من مرد دل کندن از چشمهایت نیستم]]
+رفتم سراغ چتامون
سرِ همون ساعتی که هر شب آنلاین میشدی
مثل معتادی میشم که مواد بهش نرسیده
کلافس ، دست و دلش میلرزه ..
هدفون میذار�
موسیقیِ مورد علاقتو پِلی میکن�
هی تکرار میشه
شروع میکنم از اون بالایِ بالا خوندن حرفامون
از اونجایی که بدون دلیل رومون نمیشد پیام بدی�
میان پایین
از اونجایی که من می گفتم تو گوش میدادی
میام پایین
یکم لحنمون خودمونی تر شده
میام پایین
با هر ترفندی میخواهی منو بخندونی
که بیخیال دنیا باش�
میام پایین
تایم حرف زدنمون بیشتر شده
میام پایین
توی همه ی ساعتای روز از هم خبر میگیری�
میام پایین
پیام سلام تو که بی جواب مونده
بعد ی شیفت خسته اومدم جواب دادم :سلام به روی ماهت
میام پایین
مهربانی نابتو خرج من می کنی
میام پایین
گفتم دلتنگی من با همیشه فرق داره
ترس من از نبود تو تغییر کرده
میام پایین
شروعِ شعر و حرفایی که داره حالمونو لو میده
میام پایین
جانیم کی بودی تو؟
نمیام پایین
دیگه از ی جایی به بعد نمیتونم بخونم.. میمیرم
<هـوای خواب ندارد، دلـی که کرده هوایـت>
قدر یـک قاصدک آمـد خـبر از من،لیکــ
تو خود شده ای سایـه ای تو ابـرِ بهار
کــ مــ
کاش
مــیبودی
میـگفتی
بنویـــس
دلـم قلم تـورا میخواهـد
به یـاد چشمانـت بسـم الله
کــ مــ
سیـّـد حـُـسین ابـن علی علیـه اسلام:
افـراد جامعه بنده و تابع دنیا هستند
مذهب، بازیچه زبـان شان گردیده است
براى إمرار معاش خود،دین را محور قرار داده اند
و سنگ اسلام را به سینه میزنند ..
پس اگر بلائى( همانند خطر،مقام و ریاست، جان، مال، فرزند و موقعیت) انسان را تهدید کند، خواهى دید که دینــداران واقعـى کمیـاب خــواهنــد شد
روسـری هایِ نصفه نیـمه
مانتـوهایِ بدون دکمـه
شـلوارهایِ پاره پـوره
ایـن از نمـای ِ شهر
نه کـه فقـط از دخدرا انتقاد کنـم!
تو هیئـت پیرهـن درمیـاری به سیـنه زنی
نمیدونـی سیـنه بزنـی یا خالکـوبی هارو نگـاه کنـی
نه که فقـط از پسـرا انتقاد کنـم!
خـودم ریشـم به حدی بلند و پریشـون شده که
چراغـارو خاموش می کنن ملت فک می کنـن عامل انتحاری داعـش به هیئـت حمله کرده
<مـث ایـن سه دستـه نباشـیم>
مپـيچ دورِ بـدنهای كـُشتگان ، مهـتاب
كفـن برای تـن پاره پاره ممنــوع اسـت
شـهادت آمـد و هفـتاد و دو نـفر گفتند:
در انتـخاب خـطر ، استخاره ممنـوع اسـت
<سلام بر پیکرهای بی ســر ِ جامانـده در دشت کرب و بــلا>
بسـم رب الحـُـسین
ای نـگارِ آشـنا، شـبِ غمـم سحــر نـَما
مـرا به نوکـری خـود، شـَها تو مفتـخر نـَما
ای گـُلِ وفـا حـُـسین، مـَعدن سَخـا حـُـسین
مـی کـُشی مـرا حـُـسین، مـی کـُشی مـرا حـُـسین...
*آب مایه حیات نیست، وقتی پایِ کربلا در میان باشد
تو نظــرکن به دلـم، حال ِ دلـم خوب شـود
حال و احـوال ِ گدایتــ به خــدا جالبـــ نیست
< اربابـــ صدای قـدمتــ می آید >
حال من با "پــیرهن مشکـی" خوش استــ
دکتـرم گفتـه محــــرم لازمـم..
< کاروان در دلِ صحـراستــــ ، خـدا رحم کنــد >
لطفـ حــــسین ما را تنها نمیگـذارد
گـر خلـق وا گـذارد ، او وا نمیگـذارد
< درد ِ مـارا در جهـان ،درمـان مبـادا بی شـما >
شـعر نـخوانید
شـعر دلـبستگی می آورد
شـعر دل لـرزه می آورد
شـعر دلــهره می آورد
شـعر دلــتنگی می آورد
مگر نه این است که شعر احسـاس درون ِ شاعر اسـت؟
شعر نـخوانید
برای آنکـه قراره تنهایـش گذاریـد...
< برای ِ من ؛ همیـن از تـــو گفتـن زندگیستـــ >
آواره مــنم کز رُخ ِ چشــــمان تـــو دور افـتــاده
جانـیم تــویی کز دلِ بیـچاره ی من بی خـبری
< برای ِ من ؛ همیـن از تـــو گفتـن زندگیستـــ >
صبحـتــ بخـیر
صاحبـ چشمـان ِ مهــر
بـودن ِ شمـا در یاد ما محفـوظ اسـتــ...
< برای ِ من ؛ همیـن از تـــو گفتـن زندگیستـــ >
هــیچکس چون من
ز شوقِ رویِ تو بیدار نیست ...
هــر شبِ تنهــایی ام را ، غیر از این تکرار نیست ...