H

Hermit

@samanaliance · ۵۵۸ امتیاز

★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۲۷۶ رأی)

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

تـو اتوبـوس نشسته بـودم یـهو یـه پـیرمرده اومد سوار شـد ، یـه نفرم اومـد مثلـاً فردین بازی در بـیـاره بلـند شـد گـفت حاج آقا بـفرمـا بشین ، پیرمرده گفت نمی شیـنـم شما بـفرمایید. یارو گفـت نـه حاجی باید بشیـنی! پـیرمرده گفت نمی شیـنـم برادر من! شما راحت باش.
یـه دفه یارو قاطی کرد گفـت : حاجی بهت میگم بشین بشین دیگه! پیرمرده گفت : نمی شینم آقا مگه زوره؟؟!
من :|
بلند شدم که مثلاً وساطـتت کنم خیـر سرم ، گفتم : آقا بشین زشته نمیخواد بـشـینه دیگه چه اصراریه؟
یـهـو پیرمرده برگشت گفت : اصلاً من می شینم جای این آقـا! حرفیه؟!
من :|
جـمعیت :|
پیـرمرده :))
اون یــارو :)))
خو لامصبا می گفتید از همون اول میخواید منو از جام بلند کنید دیگه !
همشهریان مردم آزاره داریم؟!

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

این دخترایی که همه جوره پایه ن
دخترایی که نه تو دهنشو نیست
اینایی که معنویات از مادیات براشون مهم تره
همونایی که شریک غم و غصه هاتن
دخترایی که راه به راه برات شارژ میخرن
همون دخترایی که ناغافل بغلتون میکنن
اینا فقط تو فیلما و کتابا هستن و وجود خارجی ندارن

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

یه دفعه تو مترو وایساده بودم داشتم از توی شیشه اش خودمو نگاه میکردم و سر و وضعمو چک میکردم.
تو همون حال و هوا بودم که قطار رسید به ایستگاه و وایساد منم همینجوری داشتم تو شیشه به خودم لبخند ملیـــــح (ژکوند) تحویل میدادم که یهو دیدم یه آقایی بیرون وایساده فکر کرد من به اون لبخند میزنم!!
از شانس گند من "از اوناش" هم بود! دیدم یه بارکی پرید تو واگن و خودشو رسوند به من....!!! خدایا حالا من چجوری بفهمونم داشتم تیریپ فیس خودمو چک میکردم؟! اومده بغلم وایساده میگه : بازم به من از اون لبخندا بزن!
خدایا ببین به چه مصیبتی گرفتار شدیم!!!!
بالآخره با هزارتا قسم و آیه فرستادمش رفت!
نتیجه اخلاقی : بعضی وقتا آدم ناخودآگاه توی یه شرایط و موقعیتی قرار میگیره که منجر به سوء استفاده ی دیگران میشه! همیشه جوانب رو بسنجید!
و ضمناً شیشه ی مترو آیینه ی سلمونی نیست! باور کنید :)

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

من یه خواهر کوچولو دارم ، هروقت میخوام حیوونارو براش نام ببرم ، با اسمای بچگونه بهش میگم مثلا به گربه میگم پیشی یا به سگ میگم هاپو و به پرنده جوجو و.....
یه بار با دوستم رفته بودیم پارک ، یه زنه اومد که سه تا سگ همراهش بودن . یهویی من برگشتم گفتم : اااااااا نگاه کن! زنه سه تا هاپو داره !!! یـنی جلوی دوستم آبروم رفت ولی کلی خندیدیم :)

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

این بابا مامانای گـُـل و نازنین و عزیز چرا اینجورین آخه؟
هرچی رو که به نفع خودشون باشه و به ضرر ما روزی صد بار تکرار میکنن!
مثلاً :
دیدی پسر فلانی هر روز میره نونوایی؟
دیدی دختر فلانی کجا قبول شده ؟ خاک تو سرت :|
شنیدم پسر فلانی روز مادر واسه مامانش سرویس طلا خریده
فلانی کم غذا میخوره ، فلانی صداش در نمیاد و......
حالا اگه مثلاً همون فلانی باباش براش تبلت یا ماشین بخره ، پدر و مادر به روی مبارکشونم نمیارن!
فلانی هم نشدیم :|

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

خدایا منو ببخش :'(
یه بار تو مترو بودم خیلی شلوغ بود و منم گرمم بود عرق از سر و صورتم میریخت پایین ، همون موقع یه قطره عرق اومده بود رو دماغم و قلقلکم میداد! موقعی که قطار وایساد و مردم مشغول سوار و پیاده شدن بودن منم نامردی نکردم و صورتمو مالیدم به لباس یکی از مسافرا که پشتش به من بود!!!
از همین تریبون میخوام ندامت خویش را بیان نمایم!
داداش حالم کن من بودم :)))))

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

آقا چرا تو کشور ما اینقدر بیش از حد به بانوان توجه میشه؟! زن سالاری مازاد داریم انگار!
به یه سری موارد اشاره میکنم :
1. مثلاً تو پمپ بنزین ، مسئول جایگاه میگه خانوم شما نیا پایین خودم برات میزنم! حالا اگه واسه مردا بخوان بزنن 1000 تومن انعام به زور میگیرن :|
2. موقع خرید کردن ، یه خانوم میتونه از یه آقا تا 30 هزار تومن تخفیف بگیره اما ما مردا اگه بخوایم چونه بزنیم میگن آقا برو نداریم :|
3. تو دانشگاه استادا همش به دخترا توجه میکنن و ما پسرا همش دایـورتیم!
4. وقتی یه مرد جلوی یه تاکسی نشسته باشه و یه خانوم بهش بگه آقا میشه برید عقب بشینید : فقط %0.01 احتمال پاسخ منفی وجود داره ، حالا برعکس اینو خودتون درنظر بگیرید!
5. توی خونه: دخترا "عزیزم" و "گلم" خطاب میشن ، ما پسرا "هوی" و "هوششششش" :|
همه اینا رو گفتم نتیجه ای بگیرم : همین کارا باعث میشه ما پسرا حرصمون بگیره و نیایم شما رو بگیریم و شما تبدیل به ترشی بشید دیگه
ای بابا اعصاب نذاشتید دیگه!
موافقان بنوازند لایک را

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

به جــــــــــــان خودم راست میگم :
یه بار با یکی از رفیقام تو ایستگاه مترو بودیم که گوینده ی ایستگاه اعلام کرد : ایستگاه شوش ، ایستگاه شـوش. مسافرین محترم لطفاً از پریدن به داخل ریل خودداری فرمایید :|
من و رفیقم :|
مسافرین محترم :o
فردی که قصد خودکشی داشت :))))
بچه ی 4ساله ی یکی از مسافرا :|

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

چند وقت پیش توی یه کلاس عملی استادمون برای یکی از بچه های کلاس ، ارائه تعیین کرد که یه نرم افزار کامپیوتری رو بیاد توضیح بده و نمره بگیره ، از بدشانسی این رفیقمون ، زبانش خوب نبود و نرم افزاره هم یه عالمه توضیحات داشت به زبان انگلیسی که این رفیقمون باید واو به واو همه جاشو توضیحشون میداد (ینی باید بی درنگ ترجمشون میکرد!)
خلاصه این رفیقمون رفت پشت سیستم و ویدئو پروژکتور رو روشن کرد و شروع کرد به توضیح نرم افزار :
خوب ، در بخش اول یه سری توضیحات داریم، Next
استاد :|
در این بخش هم باز یه سری توضیحات داریم، Next
استاد :|
در بخش بعدی توضیحاتی نداریم، Next
و در این بخش هم یه سری توضیحات داریم....
ینی ما از خنده داشتیم می مردیم . استاد هم که حرصش گرفته بود از خنده ی ما خندش گرفته بود
سرآخر هم با 10 قبولش کرد :)

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از فانتزی هام اینه که جوک هایی رو که تو 4جوک می نویسم دوستام برای خودم تعریف کنن و من در طول شنیدنشون در نهایت خودباوری اینجوری :| باشم و درحالی که به سمت افق نگاه میکنم باد به غبغب بندازم و... همه ی اینا به کنار ، خدا کنه در آخر موفق بشم بهشون ثابـت کنم که بابا به پیر به پیغمبر خودم اینو گفتم! مگه باور میکنن حالا؟ :)))