بـه مامانم میگم : یه سوال کنم راستشو میگی ؟
میگه آره
گفتم : منو از پرورشگاه آوردین یا سر خیابون پیدا کردین؟
میگه : خفه شو جز جیگر گرفته! الهی زیر گِـل بری راحت شم از دستت! الهی سرب داغ بریزن تو حلقت دیگه از این حرقا نزنی
:|
@samanaliance · ۵۵۸ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۲۷۶ رأی)
بـه مامانم میگم : یه سوال کنم راستشو میگی ؟
میگه آره
گفتم : منو از پرورشگاه آوردین یا سر خیابون پیدا کردین؟
میگه : خفه شو جز جیگر گرفته! الهی زیر گِـل بری راحت شم از دستت! الهی سرب داغ بریزن تو حلقت دیگه از این حرقا نزنی
:|
تـو اتوبـوس نشسته بـودم یـهو یـه پـیرمرده اومد سوار شـد ، یـه نفرم اومـد مثلـاً فردین بازی در بـیـاره بلـند شـد گـفت حاج آقا بـفرمـا بشین ، پیرمرده گفت نمی شیـنـم شما بـفرمایید. یارو گفـت نـه حاجی باید بشیـنی! پـیرمرده گفت نمی شیـنـم برادر من! شما راحت باش.
یـه دفه یارو قاطی کرد گفـت : حاجی بهت میگم بشین بشین دیگه! پیرمرده گفت : نمی شینم آقا مگه زوره؟؟!
من :|
بلند شدم که مثلاً وساطـتت کنم خیـر سرم ، گفتم : آقا بشین زشته نمیخواد بـشـینه دیگه چه اصراریه؟
یـهـو پیرمرده برگشت گفت : اصلاً من می شینم جای این آقـا! حرفیه؟!
من :|
جـمعیت :|
پیـرمرده :))
اون یــارو :)))
خو لامصبا می گفتید از همون اول میخواید منو از جام بلند کنید دیگه !
همشهریان مردم آزاره داریم؟!
این دخترایی که همه جوره پایه ن
دخترایی که نه تو دهنشو نیست
اینایی که معنویات از مادیات براشون مهم تره
همونایی که شریک غم و غصه هاتن
دخترایی که راه به راه برات شارژ میخرن
همون دخترایی که ناغافل بغلتون میکنن
اینا فقط تو فیلما و کتابا هستن و وجود خارجی ندارن
یه دفعه تو مترو وایساده بودم داشتم از توی شیشه اش خودمو نگاه میکردم و سر و وضعمو چک میکردم.
تو همون حال و هوا بودم که قطار رسید به ایستگاه و وایساد منم همینجوری داشتم تو شیشه به خودم لبخند ملیـــــح (ژکوند) تحویل میدادم که یهو دیدم یه آقایی بیرون وایساده فکر کرد من به اون لبخند میزنم!!
از شانس گند من "از اوناش" هم بود! دیدم یه بارکی پرید تو واگن و خودشو رسوند به من....!!! خدایا حالا من چجوری بفهمونم داشتم تیریپ فیس خودمو چک میکردم؟! اومده بغلم وایساده میگه : بازم به من از اون لبخندا بزن!
خدایا ببین به چه مصیبتی گرفتار شدیم!!!!
بالآخره با هزارتا قسم و آیه فرستادمش رفت!
نتیجه اخلاقی : بعضی وقتا آدم ناخودآگاه توی یه شرایط و موقعیتی قرار میگیره که منجر به سوء استفاده ی دیگران میشه! همیشه جوانب رو بسنجید!
و ضمناً شیشه ی مترو آیینه ی سلمونی نیست! باور کنید :)
من یه خواهر کوچولو دارم ، هروقت میخوام حیوونارو براش نام ببرم ، با اسمای بچگونه بهش میگم مثلا به گربه میگم پیشی یا به سگ میگم هاپو و به پرنده جوجو و.....
یه بار با دوستم رفته بودیم پارک ، یه زنه اومد که سه تا سگ همراهش بودن . یهویی من برگشتم گفتم : اااااااا نگاه کن! زنه سه تا هاپو داره !!! یـنی جلوی دوستم آبروم رفت ولی کلی خندیدیم :)
آدم ها به دو گروه تقسیم می شوند :
1. اونایی که میگن : آقا دو نفر حساب کنید.
2. اونایی که میگن : حساب کنم...؟!
ما که به هر دری زدیم نتونستیم از طریق علم یا هنرپیشگی مشهور بشیم! من تصمیم گرفتم خلافکار بشم حداقل اسممو بزنن تو روزنامه ها و تو درشهر باهام مصاحبه کنن کلی کیف میده :D
امکانات نبود اینجوری شدما...!
این بابا مامانای گـُـل و نازنین و عزیز چرا اینجورین آخه؟
هرچی رو که به نفع خودشون باشه و به ضرر ما روزی صد بار تکرار میکنن!
مثلاً :
دیدی پسر فلانی هر روز میره نونوایی؟
دیدی دختر فلانی کجا قبول شده ؟ خاک تو سرت :|
شنیدم پسر فلانی روز مادر واسه مامانش سرویس طلا خریده
فلانی کم غذا میخوره ، فلانی صداش در نمیاد و......
حالا اگه مثلاً همون فلانی باباش براش تبلت یا ماشین بخره ، پدر و مادر به روی مبارکشونم نمیارن!
فلانی هم نشدیم :|
خدایا منو ببخش :'(
یه بار تو مترو بودم خیلی شلوغ بود و منم گرمم بود عرق از سر و صورتم میریخت پایین ، همون موقع یه قطره عرق اومده بود رو دماغم و قلقلکم میداد! موقعی که قطار وایساد و مردم مشغول سوار و پیاده شدن بودن منم نامردی نکردم و صورتمو مالیدم به لباس یکی از مسافرا که پشتش به من بود!!!
از همین تریبون میخوام ندامت خویش را بیان نمایم!
داداش حالم کن من بودم :)))))
شما هم وقتی میخواید با قاشق خورشت بریزید روی برنجتون ، چیکه میکنه رو سفره؟ :)
آقا چرا تو کشور ما اینقدر بیش از حد به بانوان توجه میشه؟! زن سالاری مازاد داریم انگار!
به یه سری موارد اشاره میکنم :
1. مثلاً تو پمپ بنزین ، مسئول جایگاه میگه خانوم شما نیا پایین خودم برات میزنم! حالا اگه واسه مردا بخوان بزنن 1000 تومن انعام به زور میگیرن :|
2. موقع خرید کردن ، یه خانوم میتونه از یه آقا تا 30 هزار تومن تخفیف بگیره اما ما مردا اگه بخوایم چونه بزنیم میگن آقا برو نداریم :|
3. تو دانشگاه استادا همش به دخترا توجه میکنن و ما پسرا همش دایـورتیم!
4. وقتی یه مرد جلوی یه تاکسی نشسته باشه و یه خانوم بهش بگه آقا میشه برید عقب بشینید : فقط %0.01 احتمال پاسخ منفی وجود داره ، حالا برعکس اینو خودتون درنظر بگیرید!
5. توی خونه: دخترا "عزیزم" و "گلم" خطاب میشن ، ما پسرا "هوی" و "هوششششش" :|
همه اینا رو گفتم نتیجه ای بگیرم : همین کارا باعث میشه ما پسرا حرصمون بگیره و نیایم شما رو بگیریم و شما تبدیل به ترشی بشید دیگه
ای بابا اعصاب نذاشتید دیگه!
موافقان بنوازند لایک را
تاحالا به این دقت کرده بودید که دنده 1 و 2 و 3 رو میشه با انگشت جا گذاشت ولی دنده 4 و 5 رو عمراً ؟! دنده عقب رو که باید دو دستی جا بذاریم :D
می بینید من به چه چیزایی دقت میکنم؟
تاحالا دقت کردین هروقت از کنار برج میلاد رد میشیم همش میخوایم وانمود کنیم که نگاش نمیکنیم و برامون مهم نیست؟! ولی حقیقت اینه که لامصبو نمیشه نیگا نکرد! زیر چشمی هم که شده دید میزنیمش ;)
به جــــــــــــان خودم راست میگم :
یه بار با یکی از رفیقام تو ایستگاه مترو بودیم که گوینده ی ایستگاه اعلام کرد : ایستگاه شوش ، ایستگاه شـوش. مسافرین محترم لطفاً از پریدن به داخل ریل خودداری فرمایید :|
من و رفیقم :|
مسافرین محترم :o
فردی که قصد خودکشی داشت :))))
بچه ی 4ساله ی یکی از مسافرا :|
آغــــــا من که تصمیم گرفتم کم کم برم سراغ سوژه گیری از بچه های دهه ی 90 تا ببینم اینا چه موجوداتی هستن :D بچه های دهه هشتادی که افعی و کروکودیل بودن ، اینارو هم مورد ارزیابی قرار بدیم ببینیم چی چی هستن خو ;)
(شوخی)
یکی از دردناکترین تراژدی های زندگی زمانیه که دچار اسهال شدید باشی و بابات با دو کیلو قیصی و برگه زردآلو بیاد خونه :| :'(
آقــــــا دیدین بعضی وقتا از قصد و صرفاً برای شوخی پیش دوستاتون یه چیزی رو اشتباه میگید و یا یه کاری اشتباهی انجام میدید بعدش یکی میاد ازتون سوتی میگیره؟! :|
آدم نمیدونه به حال خودش افسوس بخوره یا به حال اون یارو :|
چند وقت پیش توی یه کلاس عملی استادمون برای یکی از بچه های کلاس ، ارائه تعیین کرد که یه نرم افزار کامپیوتری رو بیاد توضیح بده و نمره بگیره ، از بدشانسی این رفیقمون ، زبانش خوب نبود و نرم افزاره هم یه عالمه توضیحات داشت به زبان انگلیسی که این رفیقمون باید واو به واو همه جاشو توضیحشون میداد (ینی باید بی درنگ ترجمشون میکرد!)
خلاصه این رفیقمون رفت پشت سیستم و ویدئو پروژکتور رو روشن کرد و شروع کرد به توضیح نرم افزار :
خوب ، در بخش اول یه سری توضیحات داریم، Next
استاد :|
در این بخش هم باز یه سری توضیحات داریم، Next
استاد :|
در بخش بعدی توضیحاتی نداریم، Next
و در این بخش هم یه سری توضیحات داریم....
ینی ما از خنده داشتیم می مردیم . استاد هم که حرصش گرفته بود از خنده ی ما خندش گرفته بود
سرآخر هم با 10 قبولش کرد :)
یکی از فانتزی هام اینه که جوک هایی رو که تو 4جوک می نویسم دوستام برای خودم تعریف کنن و من در طول شنیدنشون در نهایت خودباوری اینجوری :| باشم و درحالی که به سمت افق نگاه میکنم باد به غبغب بندازم و... همه ی اینا به کنار ، خدا کنه در آخر موفق بشم بهشون ثابـت کنم که بابا به پیر به پیغمبر خودم اینو گفتم! مگه باور میکنن حالا؟ :)))
یه جوک خاطره انگیز :
یه روز یه مورچه عاشق یه فیل میشه ولی فیلِ قبول نمیکرده ، مورچه دنبالش میکنه میگه صبرکن من عاشقتم! صبرکن! یهو میفته توی جای پای فیله میگه : افتادم تو دام عاشقی نفهمیدم نفهمیدم :)))