H

Hermit

@samanaliance · ۵۵۸ امتیاز

★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۲۷۶ رأی)

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

به شوهرخالم میگم سیگار نکش ضرر داره ، میگه : کی گفته ؟ میگم دانشمندا ، میگه دانشمندا غلط کردن!!
جالبش اینجاست که چند دقیقه بعدش داره با بابام بحث میکنه میگه : شنیدی دانشمندا گفتن جهان میخواد تموم شه؟
ایشون خیلی بین دانشمندا تبعیض قائل میشن :))
فَکُ فـامیلِ داریم؟؟!

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

یـکی از دغـدغه های بـزرگ من ایـنه که از نـحوه ی سرویس دهی رستـوران و یـا کافی شاپـی که میـخوام بـرم توش مطلـع بشم! عـاخه یـه بـار رفتـم تـو یـه رستـوران نشستـم نیـــم ساعت مثل مــــرغ نشستـه بـودم منتـظر گـارسون!!
بابا سیستمـــتـونـو یکـپـارچـه کنـید دیگـه!

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

آقــا تـو مـتـرو نـشستـه بـودم (آره واقـعا نشستـه بـودم!) بـغـل دستیـم داشت با گوشیـش بـازی میـکرد ، منمـ که حســـــــّـاس به ایـن مـوضـــوع...!! همـه جـا رو نـگاه میـکـردم بـجـز گـوشیِ یـارو! یـه چـن دقـیـقـه گـذشت طـاقـت نـیاوردم ، بهـش گـفـنم : آقـا میـشه سرم تـو گـوشی شما باشه؟! یـارو خندید گفت خـوشم اومد ایـول! راحت باش! مـنم تـا وقـتی پـیاده شه داشـتم بـه مـوبایـلش نـگـاه میکـردم بـدون عـذاب وجـدان!
بالآخره فرهنگ سازی باید از یه جا شروع بشه دیگه! ;) :))

H
Hermit ۱۳ سال پیش
پیام

الآن که دارم براتون می نویسم ، خواهر 5 سالم (دهه هشتادی!!) نشسته بغلم داره به عکسای 4جوک گیر میده!
میگه چرا اون فیله عاجش زرده! چرا این قـلبه (4جوک را محبوب کنید) سیاهه؟ چرا اون نی نیـه توپ بازی میکنه؟ (پسره که روپایی میزنه). جناب مدیر 4جوک آخه من چی بگم بهش ؟ چرا عاج اون فیلو زرد کردی آخه؟! :(

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

تـوی مـتـرو ایـستـاده بـودم ، دو نـفـر اومـدن کـنـارم وایـسادن ، خـیــــلی هـم خـوشـمـزه و بـانـمـک بـودن ! خـیـلی هم حـرف مـیـزدن! یـهـو یـکیـشون واسه خودشـیـریـنی و پـیـدا کـردن سـوزه خـنده بـرگشـت بـه مـن گـفت : آقــا بـبـخشید شمـا حـشره کش زدیــن بـه خـودتـون؟!! مـنـم نـه گـذاشـتـم نـه بـرداشـتـم بـرگـشتـم با صـدای گـفـتـم : اوه یـعـنـی انـقـد قویــّـه ؟ الآن شـما داریـن مـیـمیــریـن؟!
یـارو یـه چـند ثـانـیـه مـکث کـرد ، قـضیـه رو گـرفـت و ایـستـگاه بعـدی پـیاده شـد و الـفـرار!
نـمیـدونست مـن تـو 4جوک بـزرگ شدم خـودم آخـر تیـکـه اندازی ام! ;)

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

بـچـه هـا یـادتـونه اون مـوقـع هـا وقـتـی یـکـی از آشنا هـا دوچـرخه ، مـوتـور ، یـا مـاشین میـخرید و برامـون بـوق مـیـزد مـا بـهش مـیـگـفـتـیم "بـا بـوقـش خـریـدی؟"
الآن در عجبم واقـعـاً چـرا از ایـن اصطـلاح اسـتـفاده میـکـردیـم؟ به هـیـچ وجه نـمیتـونـیم خـودمو توجـیـه کنم.
تیکه بود اون زمانـا مینداختیم ؟؟؟؟؟؟

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

یـه شب خالـم اینا خـونـمـون بـودن ، شـام آبـگوشت داشـتـیم.
ایـن شـوهـرخـاله ی مـا هـی اصـرار مـیـکـرد کـه بـدیـن کـوبـیـدشـو مــــن درسـت کـنـم... مـا هـم گـفـتیـم بـفـرمـا! بـکـوب !
آغـا ایـن شـروع کـرد بـه کـوبـیـدن مـگه ول مـیـکرد؟ هـی مـیـکـوبـید هـی مـیکـوبـیـد ، یـه آن دیـدم عـرق از سـر و روش داره چیکه چیکه مـیکـنه تـو قـابـلمه!! گـفـتـم : مـهدی خان بـسه دیـگه خسته شدی بـقـیـشو بـدیـن مـن بکوبـم ، نـذاشت! حـالا خـالم هـم هـی قـربون صدقه ی زور بـازوش میـرفت ایـنم بـدتـر شـارژ مـیشـد بـیشتر میکـوبـید ، خـلاصـه قانـع شد و ول کرد. آقـا ما شـروع کردیـم به خـوردن (بـه زور) هـمینجوری مشـغـول بـودیـم یـهو شـوهرخالـه هه بـامزگیش گـل کرد یه جـوک گفت ، تـو هـمین لـحـظه پسـرخـالم (پـسر خودش) از جـوکه خـیلی خندش گـرفت و هـمه مـحـتـویات دهـنشـو پــــوف کـرد تـو سفـره و غذای مـن :(
!! از توضیح دادن ادامه ماجرا مـعذوریـم...
فــَـکُ و فامیـله داریـم ما؟ باجناغه بابام داره؟ :|

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

یـه روز نـزدیـک ظـهر مـامـانـم زنـگـ زد بـه مـن :
- کـجـایـی پسـرم؟
- گفتم بـیـست دقـیـقـه دیـگـه مـیرسم خـونـه
- کـلید داری؟
- نـه
- پـس نـیا خـونه مـن دارم مـیـخـوابـم نـمـیـتـونـم دَرو بـرات بـاز کـنـم بـرو یـه جـا خـودتـو سرگـرم کـن سـاعت 5 اینا بیا خونه!!!!
من :|
یونیسف :|
مسوول پرورشگاه :|