H

Hermit

@samanaliance · ۵۵۸ امتیاز

★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۲۷۶ رأی)

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
رفیقم بهم زنگ زده میگه حوصلم سر رفته...!
میگم : خو من الآن چه کاری از دستم بر میاد؟
میگه : بی زحمت بیا خونمون چهارتا دلقک بازی در بیار از این حال و هوا بیام بیرون!!
ینی اون لحظه اشک شوقی بود که جمع شد تو چشام... از اینکه تا چه حد میتونم واسه رفیقام مفید باشم :|</p>

H
Hermit ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
قشـــنگ یادمه...
مهد کودک می رفتم و مامانم برام یه توپ پلاستیکی خریده بود و منم با کلی ذوق و شوق با دوستم (که اسمش مجید کوچولو بود) رفتیم توی کوچه توپ بازی کنیم. حین بازی بودیم که دوستم توپ رو شوت میکنه و میندازش توی یه وانت در حال حرکت!! منم داشتم با گریه دنبال وانته میدویدم!! :( اما رفت که رفت... منم دیگه از اون به بعد با مجید قهر کردم. الآنم ازش خبر ندارم. امیدوارم هرجا هست سلامت باشه :)</p>

H
Hermit ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
توی چت روم به دختره میگم یه آهنگ پیشواز جدید اومده شنیدی؟ میگه نه ، کدشو بده بزنم . منم شمارمو دادم که مثلاً بزنگه گوش کنه ، بعد از دو دقیقه میاد میگه : هرچی کدشو میفرستم به 7575 میگه آهنگ مورد نظر موجود نیست!!
من :|
اپراتور ایرانسل :|
مدیر عامل ایرانسل :))
کبوتر روی دکل ایرانسل :|</p>