<p>
میخواستم بخوابم به خواهرم گفتم لامپو خواموش کن. گفت نورش اذیت می کنه؟ گفتم: پــَ ... گفت: جرات داری بگو؟ گفتم:پتو میکشم سرم خوب. گفت آفرین بلاخره آدم شدی گفتم پـَـــ نــه پـَـــ فکر کردی تا ابد الاغ می مونم</p>
@mojdeh67 · ۱۱۹ امتیاز
★★☆☆☆ ۱ از ۵ (۱۹۹ رأی)
<p>
میخواستم بخوابم به خواهرم گفتم لامپو خواموش کن. گفت نورش اذیت می کنه؟ گفتم: پــَ ... گفت: جرات داری بگو؟ گفتم:پتو میکشم سرم خوب. گفت آفرین بلاخره آدم شدی گفتم پـَـــ نــه پـَـــ فکر کردی تا ابد الاغ می مونم</p>
<p>
تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر!! میگم پـَـ نه پـَـ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست!!</p>
<p>
یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتم بیای باهم بخوریم !</p>
<p>
آدمای دلتنگ …
وقتایی که خیلی بهشون خوش میگذره و میخندن یهو سرشون رو برمیگردونن اونوری …
یکم ثابت میشن ؛ یواش یواش چشماشون پر اشک میشه …</p>
<p>
یه گوسفند خریده بودیم بسته بودیمش به درخت که قربونیش کنیم دختر خالم اومده میگه آخــــــی میخوان این طفلی رو بکشن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ کار بد کرده بستیمش به درخت درس عبرتی باشه واسه بقیه ی گوسفندا</p>
<p>
سوار ماشین بودیم یه موتور با سرعت دویست تا از کنارمون عبور کرده، رفیقم داشت با موبایلش ور میرفت ندیدش، میگه:موتور بود؟ گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگ میگ بود؟!</p>
<p>
تصادف کردم دستو پامو گچ گرفتن رو تخت بیمارستان...رفیقم اومده میگه خیلی صدمه دیدی؟ گفتم په نه په یکم فقط سرم درد می کرد گفتم کار از محکم کاری عیب نمیکنه دستو پامم گچ بگیرن یه وقت درد نگیره</p>
<p>
دارم از گرما میمیرم ، خودمو مثله چی دارم باد میزنم ، بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟؟ پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو توی ثانیه امتحان میکنم</p>
<p>
زیر آفتاب داغ تابستون تو صف عابربانک واستادم آقاهه اومده می گه شماهم می خوای پول بگیری؟؟ پ ن پ واستادم شمع نذری روشن کنم!!!</p>
<p>
رفتم سر قبر بابابزرگم ... یارو اومده پیشم نشسته میگه فوت کردن؟ پَ نه پَ فردا امتحان ریاضی داره خودشو زده به خواب که نره !!</p>
<p>
رفتم پیش مامان بزرگم میگم خسته نباشى ننه دارى بافتنى میبافى؟ میگه پَــ نَ پَـــ دارم سبزه گره میزنم بختم باز شه یکى بیاد بگیرتم!!!
</p>
<p>
قرمه سبزی آوردند رو میز می پرسه:قرمه سبزیه؟؟؟؟؟؟؟؟ پَـــــ نَ پــَـــ کوکو سبزیه آبشو زیاد کردن کم نیاد</p>
<p>
اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده</p>
<p>
اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم</p>
<p>
اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!</p>
<p>
زلالی قلبت ارزانی دیگران
من این احساس آبکی را نمیخواه�
</p>
<p>
جالب است که انسانها دو چشم دارند ولی با یک چشم به دیگران می نگرند
و جالب تر اینکه انسانها یک چهره دارند اما دورویی می کنند.</p>
<p>
خُب خدا رو شكر...
تكلیف سریالهاى ماه رمضون امسالم معلوم شد
چیزه مهمى توشون نیست ...
فقط یكیش بچه اش مُرده ،یكیش هم تصادف كرده ، اون یكى هم كه داره طلاق میگیره
پس همه چى آرومه ،ما چقدر خوشبختیم.</p>
<p>
درسته که ما روزه نمیگیریم ولی دیگه اینقدر هم کافر نیستیم که اگه واسه افطاری جایی دعوت شدیم نریم !</p>
<p>
اینم دغدغه ی جدید دخترا ...
ماه رمضون ، ماه مهمونی خداست ! وای حالا من چی بپوشم ؟</p>