دیروز مخاطب خاصم اس داده بیا جلو خونمون من از پشت پنجره ببینمت . . .!!!
عاقا مام باهزار مکافات خودمونو رسوندیم دم خونه ایشون . . . ، (البته شیشه هاشون از این شیشه های آینه ایه که از اون ور نمیشه اینورو دید)، بعد اس دادم که عزیزم کجایی پس من رسیدما !!! دیدم اس داد: من دارم میبینمت نگام کن
عاقا منم مثل اوسک...لا دارم تموم ساختمونو نگاه میکنم و هی دادِ بیداد خبری نیس ک . . .
ییهو دیدم داره زنگ میزنه. برداشتم با عصبانیت میگه: فقط کور نبودی که شدی، من از پشت پنجره میبینمت هی واسه من سرتو برمیگردونی اینور اونور؟؟؟ اصلا برو گمشو حالتو ندارم . . .
من 0-ه
کارخانه شیشه سازی 0+o
مخاصب خاصه من دارم ؟؟؟؟