تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
با مادرم داشتیم کنار یه باغ قدم میزدیم.یه توت فرنگی بزرگ دیدم که با رنگ قرمزش زیر برگهای بوته اش قایم شده بود ولی بازم زیر تیغه افتاب برق میزد.خواستم بچینمش که مامانم نذاشت وگفت شاید مالکش راضی نباشه.فرداش برام توت فرنگی خرید.اون توت فرنگیارو امتحان کردم اما هیچ کدومشون مث اون یکی نبودن!هنوزم که هنوزه دلم اون توت فرنگیو میخاد..شاید برای اینکه راحت بدست نیومد!
ایا واقعا اینه راز دست نیافتنی بودن؟!











.gif)
.gif)