تاریخ انتشار : آبان 1393
صدای نازنینت شب ها بهم آرامش می داد...
وقت هایی که از زمین و زمان دلم پر بود، با صدای تو گریه می کردم و آروم می شدم...
داداش داغت خیلی سنگینه...
می دونم که خاطره های قشنگت و صدای نابت هرگز از یادها نمی ره...
و اون امیدی که تو بدترین شرایط تو چشمات می دیدیم برای همه مون درسه...
به خاطر همه ی اون حسهای قشنگی که با شنیدن صدات پیدا کردم...
تا چهل روز شب های جمعه برات قرآن می خونم...
سفر به خیر...
روحت شاد...
خدانگهدارت...











.gif)
.gif)