تاریخ انتشار : تير 1398
یه استاد خانم داشتیم خیلی زیبا بود
یبار سر کلاس دستش خورد به لبه ی صندلی یه خراش کوچیک برداشت از ته کلاس مثل ببر بنگال از رو صندلی ها پریدم و رفتم سراغش
فک کنم زیادی خون از دست داده بود چون حالت عادی نداشت
هی میگفت نیازی به تنفس مصنوعی نیست بخدا
من خوبم











.gif)
.gif)