همین لبخند صورتی در عکست
بهر درمانِ دلِ من کافیست
بخند بلند آوا، جانِ من
که جان گیرد دل زخمی من
باز که ثابت مانده خنده ات
بی تفاوت میپَراند خنده ا�
محض هر آنچه مومنیَش خب
لااقل یک بار گوش گیر حرفِ من
بخند این بار بلند آوا تا، جانا
دانند همه، دیوانه نبودم درین غزلم
ساکت و بی تحرک مانده بر صورتت
نباشد خیالت،خوشم به بیت الغزل اول�
《《《کم》》》