بهار که میرسد
تهران ، تهران میشود
دامنه ی گرم میشود
روزهاش دیدنی ،شبهاش دل میشود
چنار های ولیعصر خندان میشوند
جوی هاش آب روان میشود
رشته ی توچال چه زیبا میشود
دماوند مشغولِ خودنمایی میشود
آسمان هم چون آیینه با صفا میشود
برجِ میلادش ،باز متولد میشود
بیلبورد ها خوشرنگ میشوند
پل طبیعت ،پُر طبیعت میشود
طاق بام گویی نزدیک به ابرها میشود
تلاطمِ دریاچه آرام میشود
سقوط آزاد اِرم خواستنی میشود
کافه هفت ، مشتری هایش چهارده میشوند
تئاتر شهر از همیشه خلوت تر میشود
بازار ترشک فرحزاد داغ میشود
رهگذر ها افزون میشوند
قدم زدن دوست داشتنی تر میشود
چه با خودش چه خیالش...
ک م