<ای مرا در سر هر مویی به زلفت بندی>
شب ها به تو نمی اندیش�
دست کم با اشک نه
پای اشک که میان باشد اتصال طور دیگریست
میدانم شب ها وقت آرامش توست
اندیشه ام آنقدر قوی به موج تو متصل است
میدانم تو را بیدار می کند
بی خواب می کند
شب ها مینویس�
میخوان�
تماشا می کنم عکست را
نمی اندیشم تورا
تلاش من این است
شب ها به تو نمی اندیش�
ک م