K
Kian T a n h a ۸ سال پیش
پیام

مگر نبود مَحرم شدن با خواندن صیغه ی عقد؟
من با صاحبِ خیالِ خویش سالها محرم گشته ا�
مگر نبود قانونِ عقد شیرینیِ ماه عسل؟
من با مَحرمِ خیالِ خویش تا رویا سفر کرده ا�
مگر نبود همدلی، اساس و رکن زندگی؟
من با تویِ خیالِ خویش دردها درمان کرده ا�
مگر نبود سازندگی سر لوحِ زندگیِ مشترک؟
من با نگاهی به چشمات سالها سازش کرده ا�
رشته ی رویای من تا کهکشان جاری شده
مگر نبود بی انتها پروازِ ذهنِ آدما؟
ک �

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.