Dr.MHY.YQB82 ۸ سال پیش
پیام

تو دستتو دادی و ما صدامونو بُریدن
آقام ابوالفضل
گلوی تشنه ی تورو این نامردا دریدن
آقام ابوالفضل
چشاتو وا کن
همه اُمید لشکرم
چشاتو وا کن همه امید زینب�
چشاتو وا کن
بعدتو قسمت ما آتیش روی خیمه ها
چشم تو دور ببینن خون میشه این گوشوارها
بعدتو یتیم زدن سیلی زدن صورت ما
عمه رو هی میزنن عموجان نیستی چرا
لا لا لا لا
غرق خون بی دست من
لا لا لا لا
سیر به مشک تیر به تن
لا لا لا لا
ساقی خط شکن
چشاتو باز کن
نمیبینه چشم من
میلاد راستاد/133
Signature:Dr.MHY.YQB82

پ
پریا ۵ سال پیش
پیام

نام من سرباز کوي عترت است ، دوره آموزشي ام هيئت است . پــادگــانم چــادري شــد وصــله دار ، سر درش عکس علي با ذوالفقار . ارتش حيــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازي پي هر فرصتم . نقش سردوشي من يا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است ، زينب آن را دوخته پس مشکي است . اسـم رمز حمله ام ياس علــي ، افسر مافوقم عباس علي (ع)

ب
بچه کویر ۵ سال پیش
پیام

حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود.
افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند
اما برای حسینی که آزاده زندگی کرده میگریند.
دکتر علی شریعتی

ف
فریبا**حافظ** ۵ سال پیش
پیام

⚫⚫⚫
#عباس را نه به دستانِ بُریده‌اش میشناسم،
نه به مهربانی‌هایش با سکینه،
و نه به حمایتش از علی اکبر...!
عباس #برادر بود!
برادری از جنس #سَرو !
با شاخه‌های #شجاعت،
و جوانه‌های #امید...
برادری که شاید پسر بود، برای #حسین!
#پدر بود، برای زینب!
هم‌بازی، برای رقیه!
#برادری که داغش می‌خُشکاند قلمِ عشق را...
#تاسوعای_حسینی_تسلیت_باد ⚫
.
99/6/8

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.