ا
این نیز بگذرد... ۱۱ سال پیش
پیام

شرمنده ام...
شرمنده تمام بودن هایی که بودی و من نبودم، شرمنده ی هستهایی که بخاطر من نیست شد...
صدایم زدی پشت کردم، نگرانم بودی آسوده می خندیدم، من و گناه دست در دست هم از مقابل چشمان نگران تو می گذشتیم و وقتی به نقطه ی پایان رسیدم، پژمرده و نادم، باز دیدم تو به انتظارم هستی... این چگونه عشقیست ک هستی ام را ب آتش کشاند...
مهربانم...
پایین بیا و بگذار سر بر شانه تو سالهای دور از تو را خالی کنم...
حواسم به لغزندگی جاده نبود... پایم لغزید، دلم لرزید...
الــــهی العفــــــــو....

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.