ب
باب اسفنجی ۱۱ سال پیش
پیام

وقتیکه برادران یوسف میخواستنداورادرچاه بیندازند،یوسف خندید!یهوداپرسیدچرامیخندی؟!یوسف گفت:زمانی فکرمیکردم چه کسی میتواند بمن آسیبی بزندباوجودبرداران قدرتمندی مثل شما.اماحالاشماداریدمرابه چاه می اندازید!وهمین باعث شدبفهمم بجزپروردگارم هیچ تکیه گاهی ندارم...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.