شدم یه مرده ی متحرک ....تموم مشکلام تموم شده ...دیگه هیچ مشکلی ندارم ....ولی نمیتونم زندگی کنم نمیتونم خوش باشم
.....نمیدونم چرا اینجوری شده حوصله هیچزیم ندارم
همه درسامم گند زدم .. تنهام خیلی تنها... اخرشم همین تنهایی منو از پا در میاره ...دلم خدا میخواد ...دلم واسه خدا تنگ شده خدایی ک همیشه دستمو گرفت . نمیدونم چرا با اینکه دلم براش تنگ شد بازم سراغش نمیرم ....هیچ انگیزه ای ندارم هیچ امیدی ندارم ......دارم نابود میشم.....نابود