ح
حصارتنهايی ۱۱ سال پیش
پیام

واقعا زيباست بخونيد ...... داشت گلایه میکرد کارش دست فروشی بود ميگفت امروز هيچ نفروختم زن و بچه ام منتظرند تا با پول امروز غذا و لباسی براي شب عيد انها تهيه كنم مجبور شد كاسه ی قديمی نسل به نسل گشته ماله 300 سال پيش را بفروشد تا هم غذا و هم لباس تهيه كند و باز هم گلايه ميکرد....... اما دوستش چه زيبا فهميد و گفت بی معرفت خداوند روزي امروز تو را 300 سال پيش افريد باز ناشکري ميكنی گلايه داري از خدايي كه از 300 سال پيش به فکر امروز تو بوده و روزي تو را نسل به نسل مواظبت کرده و به تو رسونده ...‏

ف
فریبا**حافظ** ۴ سال پیش
پیام

خدایا خودت مراقب عزیزترینم باش،
که دیوار حادثه‌ها بلند است و دستان من کوتاه،
که ابرهای بیماری بسیارند و چتر امنیت من کوچک،
که اگر تو نباشی، خیالم از بابت هیچ چیز راحت نیست.
مراقب عزیزترینم باش نه روانش زار شود، نه جسمش بیمار،
که من طاقت بغض و اندوه و بیماریِ عزیز، ندارم.
عزیزترینم را ؛ به تو می‌سپار�
خودت او را میان آغوش امن خدایی‌ات جا کن،
خودت ضامن آرامش و سلامتی‌‌اش باش،
که او با ارزش‌ترین دارایی من روی زمین‌است،
و من فقط به «تو» می‌سپارمش...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.