آغا میدونم این خاطره خنده دار نیست ولی یه لبخند تلخم که شده رو لب خیلیا میندازه .........
(خاطره داییم) واسه خودم خیلی ارزشمنده خیلییییییییی
داییم میگفت :
ما یه معلمی داشتیم خیلی با مرام بود و سر کلاس درس مردونگی میداد یه بار که داشت صحبت میکرد در مورد این که همه چی به ظاهر نی وقتی حرفش تموم شد ما شروع کردیم به دست زدن ولی معلممون گف : بچه ها این دستو بزنین به افتخاره پســـــری کــــه تیپش بــه روزه…
ولـــی…
غیرتش مال زمان بهـــــروزه…
یا علـــــی… درسته من دهه هشتادیم ولی.......
خداییش درس زندگیمو تو فور جوک یاد میگیرم با کاربرای با مرامش (داش کامران . داش عباس . داش حامد . داش محمد رضا. آجی peransese 4jok عاشقتونم فدایی دارین)