9
9/6/1381 نیلوفر ۱۱ سال پیش
پیام

آغا میدونم این خاطره خنده دار نیست ولی یه لبخند تلخم که شده رو لب خیلیا میندازه .........
(خاطره داییم) واسه خودم خیلی ارزشمنده خیلییییییییی
داییم میگفت :
ما یه معلمی داشتیم خیلی با مرام بود و سر کلاس درس مردونگی میداد یه بار که داشت صحبت میکرد در مورد این که همه چی به ظاهر نی وقتی حرفش تموم شد ما شروع کردیم به دست زدن ولی معلممون گف : بچه ها این دستو بزنین به افتخاره پســـــری کــــه تیپش بــه روزه…
ولـــی…
غیرتش مال زمان بهـــــروزه…
یا علـــــی… درسته من دهه هشتادیم ولی.......
خداییش درس زندگیمو تو فور جوک یاد میگیرم با کاربرای با مرامش (داش کامران . داش عباس . داش حامد . داش محمد رضا. آجی peransese 4jok عاشقتونم فدایی دارین)

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.