سلام بچه ها
چن وقتی نبودمو اصلنم حالم خوب نیس؛
چن شب پیشا عروسیه پسر داییم بود ک مثل داداشمه قرار بود براش سنگ تموم بزارم ولی اصلا نتونستم برم؛
چون برام سخت بود من برم تو عروسی شاد باشم و بابام زیر یه خروار خاک!!!
این چند روز همه بهم گیر دادن ک برید مشهد و بیاید بعد برید سر زندگیتون
ولی چه زندگیی؟من با کسی که مثلا نامزدمه یک ماهه قهرم.نه دیدمش نه باهاش حرف زد�
این روزا همه منو مقصر میدونن و حتی تو خونمونم همه باهام قهرن
ولی کاش یکی میفهمید من بدخلق و نساز و بهونه گیر نیستم خیلیم قانع و اهل زندگیم فقط تنها مشکلم اینه که من عاشقه یکی دیگه ام همین. . .
کاش میفهمیدن. . .کاش این روزا انقد سخت نمیگذشت. . .کاش بابام بود. . .کاش مجرد بودم. . .کاش کنار عشقم بودم. . .کاش خوشبخت بودم. . .همش شد کاش!!!هه