ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

اِمشَب به سازِ خاطِره مِضراب می زَنَ�
مِضراب را به یادِ تو بی تاب می زَنَ�
آری،کَویرِ عاطِفه اَم،تِشنه تواَ�
دِل را به یادِ توست که بَر آب می زَنَ�
فانوسِ آسمانی و مَن هَم سِتاره وار
چِشمَک به سویِ زورَقِ مَهتاب می زَنَ�
بِینِ هُجومِ این هَمه تَصویرِ رَنگ رَنگ
تَنها نِگاهِ توست که دَر قاب می زَنَ�
*حُسین مُنزَوی*

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.