ب
پیام

ﺗﺼﺎﻭﻳﺮ ﺗﻮ
ﺍﺯ ﻣﻘﺎﺑﻠﻢ ﺭﺩ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ
ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻧﺪ
ﺭﻭﻳﺎ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﻧﺪ
ﻣﻲ ﺷﻜﻨﻨﺪ
ﻧﺎﺑﻮﺩﻡ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ
ﻫﺮﭼﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﺯﻧﻢ
ﻣﻦ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﺯ ﻧﻴﺴﺘﻲ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﻫﻴﭻ ﻛﻼﻏﻲ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮔﻢ ﺭﺍ ﺭﻭﻱ ﻫﻮﺍ ﻧﻤﻲ
ﮔﻴﺮﺩ
ﻫﻴﭻ ﺩﺭﺧﺘﻲ ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﻡ ﺳﺒﺰ ﻧﻤﻲ
ﺷﻮﺩ
ﻭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﻡ
ﻣﺪﺗﻲ ﺳﺖ
ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺪﺍﺯﻏﻤﮕﻴﻨﻲ ﺩﺍﺭﺩ
ﻣﺪﺗﻲ ﺳﺖ
ﻛﺴﻲ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺷﻜﻨﺪ
ﻛﺴﻲ ﺑﻪ ﺑﺎﺯ ﺷﺪﻥ ﻫﻮﺍﻱ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺵ
ﻛﺎﺭﻱ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﻛﺴﻲ ﻛﺎﺭﻱ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻡ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻨﺪ
ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﺭﺩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﮕﻴﺮﻡ
ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﻢ
ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭ ﺩﻳﻮﺍﺭﺑﺰﻧﻢ
ﺗﺼﺎﻭﻳﺮﺗﻮ
ﺭﺩ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ
ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻧﺪ
ﻭ ﻫﺮﺑﺎﺭﻋﻤﻖ ﺑﻲ ﻛﺴﻲ ﺯﻧﻲ ﺭﺍ ﭘﺮ ﻣﻲ
ﻛﻨﻨﺪ
ﻛﻪ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻫﺎ ﺍﺳﻢ ﮔﻮﺭﺵ ﺭﺍ
ﺧﺎﻧﻪ ﻱ ﺍﺭﻭﺍﺡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ .

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.