k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

K : E @@@@@
♤♤ویژه خودمون♤♤
خیلی ناراحت بود . بهش گفتم : بد نباشه ،چرا ناراحتی ؟
گفت : تو اون خونه کوچیک آخه جای مبل هست ، حالا باشه ، پول مبل از کجا بیارم ، تازه باید برم برا چشام ، عینک هم بگیرم چشمام یکم ضعیف شدن باجناقمم از رو پشت بوم افتاده باید برم بیمارستان عیادتش آخه بد بخت تر از من هم پیدا میشه ؟؟؟
غرغر میکرد و میرفت ...
وقتی برگشت خیلی خوشحال بود . گفتم : چی شده مشکلات حل شد ؟؟
گفت : نه . ولی وقتی رفتم دکتر برا ضعیف شدن چشمام آدمی رو دیدم که کور بود . من لنگ پول مبل بودم تو بیمارستان پسری رو دیدم که لنگ پول عمل قلب پدرش بود . من از خونه کوچیکم مینالیدم زن و شوهری رو دیدم که یه زیر زمین واسه کرایه پیدا کرده بودن و انگار دنیارو بهشون داده بود ...
واقعا زندگی الان ما که ازش راضی نیستیم آرزوی خیلیاست

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.