~
~_~ti!iti!ish~_~ ۱۱ سال پیش
پیام

بچه ها این چند وقت حالم خیلی بده انگار هی مصیبت رو مصیبت میاد و قرار نیس حالم خوب شه!
امروز تو بهشت زهرا یه کم دلم گرفت و به خونواده مرتضی غبطه خوردم،میدونید چرا؟
چون اونا میدونستن مرتضی قراره بره و خوب نگاش کردن و باهاش وداع کردن یا اینکه اونا حداقل عزیزشون کنارشونه و هروقت دلشون گرفت میرن سر مزارش باش حرف میزنن نه که یه شهر دیگه باشه،،،
هروقت خیلی دلم هوا بابام و میکنه نمیدونم کجا برم که آروم شم؟یه سریا میگن برو سر مزار شهدا یا امام زاده ای جایی!!!!
قربون همشون ولی هرکی جا خودش. . .خیلی سخته این در به دری(.__.)
خدایا دنیات به هم میریخت اگه من میرفتم پیش بابام،مرتضاام میموند پیش باباش؟؟؟؟
نه میزاری ترکت کنم نه درکم میکنی!این رسمشه؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
علی70/11 داداش ممنون از همدردیت.خیلی متاسفم برا داداشت خدا رحمتش کنه،ایشالا غم آخرت باشه
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آرتینا جان:عزیز دلمی،دل به دل راه داره منم خیلی میخامت آجی
ایشالا که آزمونتم قبول میشی گلم

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.