e
eli joOn ۱۲ سال پیش
پیام

****əlham*****
هعععیییی...این روزا خعلی خسته ودرب داغونمــ...چرا؟چرا میشه ک ما ادما به اینجا میرسیمــ؛بـهـ لحضهـ ی سختــ کمـ اوردن...بچها...اینقدز ک فقط از اون رفته گله وشکایت میکنید.یبارم فکر کنید ک چرا رفته.یه وقتایی هست ک ازیجایی به بعد دیگه نمیکشی.تابشو نداری.یوقتایی هس ک باید فندک بگیری..فندک بگیری به گوشه ی رابطه ای ک تمام سختیاش مال توعه.بی اعتنایی.بداخلاقی.وخالی شدن ازهرچی عشقه.سخت بود بمونم.وقتی به هوش اومد ک خعلی دیربود ومن..به حس مزخرف بی تفاوتی رسیده بودم.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.