دو شب پیش مخاطبم باهام تموم کرد.شب اول خیلی ناراحت شدم و خیلی هم گریه کردم در حدی ک چشام میسوخت.ولی دیروز و امروز حرفایی بهش زدم ک انداختمش ب گــ ـــوه خوردن.
از اونجایی ک آدم انتقام جو و سیاست مداری هستم (آره سیاست مدارم...تعریف از خود نباشه،تشویق نکنید تو رو خدا....) از سیاست "شرمنده کردن"استفاده کردم هر چند شرمنده کردن خصلت خوبی نیست ولی خلاصه کاری کردم ک گفت:"من دلم تو رو میخاد"خلاصه حرفای قشنگی بهش زدم.ا یاد بدم..........
لایک:از من ک گذشت....
الــانــ حــس و حــالــه رضــا عطــاران تــو فــیــلــم کـــلـــاهـــی بــرای بـــاران رو دارمـــ.بــا وجــود ایــن کــ بــازیـــچــه ی دســت عـــشــقــم شــدم ولــی حــالــمــ خــیــلـــی خــوبــه و ایـــن خــوبــی رو مــدیــون خــدای خــوبــمــ هــســتــمـــ....خـــــــــــدا جـــــونـــ؟؟؟دوســتــ دارمــ