*
**pouya** ۱۳ سال پیش
جوک

آقا اول از این که خاطره رو بگم باید به عرضتون برسونم که هر روز کوچه ی ما یه داستانی داره.
داستان امروز:داشتم با دوستام تو کوچه بازی می کردم،یکی از بچه ها(علی) رفته بود تمشک بچینه ولی به قول خودش فقط اون و دوستش(رضا) می دونستن تمشک ها کجان.آقا این رفت تمشک ها رو چید و اومد.یکی دیگه از دوستام (حمید)بهش گفت من میدونم تو کجا تشک می چینی.علی گفت تو رو خدا به کسی نگو.یکی دیگه از دوستام (محمد علی)گفت منم می دونم.
منم گفتم منم می دونم.
علی به من گفت اگه می دونی بگو کجاست؟گفتم فلان جا.
داد زد :رضا بیا پویا لو داد تمشک ها کجان.
بعد همه به جز من دویدن و رفتن تمشک بچینن.
منم اومد خونه و این خاطره رو برای شما نوشتم.
حال یک سوال:آیا من جای تمشک رو لو دادم؟به کی؟همه که می دونستن اون کجاست ولی تقصیر من این وسط چیه؟
آقا عباس یه راهنمایی بکن من چه جوری باید از شر اینا راحت شم؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.