S
SahaR Banoo ۱۳ سال پیش
جوک

آغا یه چن وخ پیش مث هر جمعه رفتیم خونه آغاجونم(پدربزرگ پدری) واسه شام کتلت داشتن.به عزیم میگم:عزیز من کتلت نمیخام.من هوس (حوس-حوص-هوص) آبدوغ خیار(میدونین چیه که؟؟)کردم. از اونایی که تو کاسه سفالی و لعابی آبی درس میکنی!!! رفته ده دیقه بد با کاسه آبدوغ خیار که اندازه5 نفر آبدوغ توشه اومده!!!
میگم:عزیز اینکه اندازه5 نفره همه ام کتلت میخورن میمونه حیفه!!!
برگشته میگه:عیب نداره میدیم همسایه واسه مرغاش!!!!
یهو جمع ترکید و همه به جای کتلت دیوار و در و فرش و میجویدن!!!
میگم:عزیز؟؟؟؟دست درد نکنه دیگه منو مرغ یکیم؟؟؟
عمه ام میگه:خب نه!!!مرغ حداقل فایده داره!!!تازه خوبه نگفته میدیم گربه!!!!
من در اون لحظه :))))))
چیه فک کردن غهر(قهر-قحر)کردم و شام نخوردم؟؟؟؟
اتفاقا در عین خونسردی غذامو خوردمو اصلا به روم نیرم!!!!
بله ما همچین ادمایی هسیم!!!!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.