<p>
رفته بودیم باغ وحش. رسیدیم به قفس میمونا و دیدم یه بچه میمون خیلی کوچولو یه گوشه نشسته. من هیجان زده شدم و گفتم وای ببین چه نـــازه ه ه ه! یهو توجهش به من جلب شد... اومد طرفم... لبخند رو لبام بود... اومد نزدیک میله های قفس... یه دفعه بهم گفت : مـا مـا...
هیچی دیگه ، یه نیم ساعتی از پشت اون میله ها به هم زل زدیم و درد دل کردیم :)))</p>