کلاس سوم که بود�
یادمه زنگ فارسی معلم اومد سر کلاس، محترمانه با صدای بلند گفت:
_بچه ها کتابها را بگشایید!
ماهم همه باهم کتابا رو باز کردیم و یکصدا گفتیم:
گشااااااااااااااااااادی�
از اون موقع دیگه همینجوری موندیم :|
کلاس سوم که بود�
یادمه زنگ فارسی معلم اومد سر کلاس، محترمانه با صدای بلند گفت:
_بچه ها کتابها را بگشایید!
ماهم همه باهم کتابا رو باز کردیم و یکصدا گفتیم:
گشااااااااااااااااااادی�
از اون موقع دیگه همینجوری موندیم :|
واقعا فکر میکنید پسر جنتلمن وجود داره؟
اون فقد یه گرگِ صبورِ کار بلد که هنوز به خواستش نرسیده
اگه ديدى يكى گردنش كبوده هى نپرس چى شده.
چى ميتونه شده باشه جز اين كه گردنش خورده به لبه مبل؟
ول كن ديگه☺️
این دنیایی که من میبینم مجازات خوردن یه دونه سیب نیست
حاصل درو کردن یه باغ سیبه... :-[
خدایا اگه وقت کردی مسیر زندگی ما رو یه نگاهی بکن بخش آسفالتش افتاده رو دهنمون... :(
نوشته دنیا یه س*ک*س تو چادر تو جنگل بهم بدهکاره
اینکه بدهکاری نیست عزیزم، لب تر کن صد نفر همین امشب میبرنت جنگل *ونت میزارن????
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.