آقا عاشورا سال پیش اصلاعاشورا نبود که یه نگاهی به کارای من در آن سه روز میندازیم رفتن بالای خاور سنگ پرتکردن باتیرکمون به بچه های دهات هر کدومم می خواستن بیان بالا با بروبچ یا با جارو میزدیم اگه خیلی سیریش بود با آفتابه آب میریختیم روشون اگه دیگه خیلی زیاد سیریش بود کبریت آتیشی پرت میکردیم.میرفتیم مسجد تو برنامه (زاپیا شریت)اسمم رو محمد میزاشتم مخ دخترا رو میزدم بازی فیلم میگرفتم . لباس گشاد پوشیدم با یه سوییشرت با مدادHB برای خودم سیبیل کشیدم یه کلاهم گزاشتم سرم رفتم تو دسته زنجیر زدم تو مسجد مردونه شام دادم بعدم روزه خوندمو چای دادمو اومدم خونه .البته تو دسته سه نفر فهمیدن با دایی کوچیکم پسر دایم پسر عمم زدیمش.توی اون سه روز معروف شدم به ممد۷خط .خدا امسالو رحم کنه ^___^