ب
بچه زنجون ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بار که 5-6 سالم بود خیلی دوس داشتم موهام مثل عمم فرفری باشه. بعد خواهرم نامردی نکردو گف میدونی عمه چکار میکنه موهاش فرفری می شه؟
منم مشتاقانه پرسیدم: چکار؟
گفت هر روز تف میزنه ب موهاش فرفری میشه. تو هم تف بمال اونطوری میشه
اقا منو میگی هرچی تف داشتم مالیدم به سرم تازه از تف خواهرمم استفاده کردم. بععععد که سرم حسابی تفی شده بود دیدم خواهرم داره از خنده زمینو چنگ میزنه تازه فهمیدم چه کلاهی سرم رفته و گریه کنان میگفتم کو؟ پس چرا فرفری نشد؟
دیگه وضعیت موهامم که مشخصه دیگه
موهام:@-@
خواهرم:))))
من:(((
پست اولمه بلایکید تا کلی از خاطرات بامزمو تعریف کن�

د
داش ممد ۴ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.