(
( ͡ʘ ͜ʖ ͡ʘ) ۱۰ سال پیش
جوک

خواهر کوچولوم دو سالش که بود مامانم را «مانی» صدا می کرد. از همون بچگی مامان را شبیه پول می دید.
شش سال دبستان هم مامانم معاونشون بود. اصلا و ابدا و به هیچ قیمت بوفه ی مدرسه را ترک نمی کرد. اصلا واسه خودش حساب دفتری داشت اونجا. همین خوراکی های مدرسه را خورده الان هر روز غش و ضعف می کنه دیگه.
تازه خوبه از کلاس دوم چیپس و پفک و تخمه و لواشک را تو مدرسه قدغن کردن وگرنه الان مجبور بود هر روز سرم تقویتی بزنه.
چیه فکر کردی حسودیم می شه.
نه خیرم.
فقط وقتی من بچه بودم اسم پفک را می اوردم با پشت دست می زدن تو دهنم.
سوال من اینه اون همه ابهت کجا رفته.
آخه این همه تبعیض ؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.