آ
آرزو ۱۱ سال پیش
جوک

####Arezoooo####
سلام به همه دوستا�
ديروز دم غروب بابابام مغازه مونو بستيم داشتيم برميگشتيم خونه ك يادم افتاد باس پنير بگيريم به بابام گفتم كه قبل تاكسي گرفتن پنيربگيريم..بنده خدا اولين مغازه ديد پريد توگفت آقانيم كيلو پنير بديم بي زحمت
حالا من اون لحظه
:-///
:-))))))))))))))))
X-((((((((((((
حتما ميپرسيدچيشده! اخه بابام رفت تو مغازه اي كه لوازم بهداشتي ميفروشن!
بنده خدا گرما و روزه بش فشار آورد!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.