ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
جوک

با مامانم نشسته بودیم یهو دیدیم صدای گریه گودزیلامون میاد! بلند بلند گریه میکرد! دوییدیم تو اتاقش مامانم بهش میگه چی شده؟ میگه: مامان توی گوشم صدای بره میاد امروز نمیتونم برم کلاس زبان چون نمیتونم صدای معلممون رو بشنوم که املا بنویسم!!!
یعنی اینقدر این بشر باسیاست و خلاقه که ازش خواهش کردم یه چند جلسه هم برای من کلاس بذاره یه چیزایی رو یادم بده اما میگه به تو امیدی نیست از دست من کاری برنمیاد!!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.