ا
جوک

اعتراف میکنم همیشه تو مدرسه بدشانس بودم یعنی همـــــیـــــشــــه تو بازی هامون ناظم مدرسمون منو میگرفت
یه بار یادمه داشتیم چشمک بازی میکردیم نوبت من شد که تک بزنم رو پای حریفم چشمتون روز بد نبینه محکم رفتم توپای ناظم
،رفتن به پای ناظم همانا و رفتن من به دفتر همانای دیگر
اخر سرم انقدر التماس ناظم کردم که گفت خیل خوب امروز برو آشغالای حیاطو جمع کن و بعدش برو کلاست ولی دیگه نبینم از این بازی ها بکنیا
منم که ادم حرف گوش کنی بودم آشغالارو جمع کردم و رفتم کلاس ولی زنگ تفریح بعد همون آَش و همون کاسه بود

د
داش ممد ۴ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.