m
mozhi ۱۱ سال پیش
جوک

منو مامان جوونم رفته بودیم بیرون موقع برگشت سوار تاکسی شدیم اول من نشستم بعد مادرم بعد یه پسره از وقتی نشستم دیدم ی دست چسبونده به اون جایی ک دستو میذاارن روش (اسمشو نمیدونم شرمنده) گفتم ی ذره مادرمو بترسونم از اونجایی ک مادرم فوق العاده ترسو دیدم اون اقاهه بغل دست مادرم پیاده شد بهترین فرصت بود باترس ب مادرم گفتم مامان مامان دست مرده رو نگا کن کنده شده چسبیده مامانم جیغ داد به راننده گفت نگه دار دستش جا مونده :-D واییی خدای من من ک از خنده ریسه میرفتم راننده ک فهمید به مادرم توضیح داد ک این دسته الکیه...درسته ک مادرم رنذاشت برم خونه زنگ زد ک خاله ها عمه هامم منو خونشون راه ندن ولی دوسم داره میدونم ( منم رو ایوان نشستم خیلی سرده خیلییی :: فقط شوخی بوود خوو :

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.