l
leila74 ۱۱ سال پیش
جوک

خاطرات واقعی
اول اینو بگم کتابخونه ای که من توش عضوم تو یه محله خلوت با کوچه های
باریکه.چن روز پیش من وخواهرم وقتی میخواستیم ازاونجا رد بشیم یه مرد�
توکوچه بود که شبیه...بود بیچاره اصلاجون نداشت را بره مام که جلوش رد
شدیم اون تازه چن قدم پشت سره مابرداشت منم که فیلم جنایی زیاد میبینم
به خواهرم گفتم بدو مرده داره دنبالمون میدوه خواهرمم خیلی ترسیدو( باچادرو
کفش پاشنه بلندش )همه ی اون کوچه ها رو دویید منم واسه اینه
بدتربترسونمش جلوتر از اون میدوییدم وقتی رسیدیم آخرکوچه دیگه
نمیتونستم خودمو کنترل کنم وعملیات گاز زدن کتابخونه رو شروع کرد�
خداییش من همیشه ساکتم فقط گاهی اوقات کرمم میگیره بیچا ره خواهرم
بااون کفاش جوری میدویید انگار سگ دنبالشه اصلاام نفهمید بهش کلک زدم
به سیبیل کلفت دختر همسایمون قسم که راسته
فک میکرد مرده واقعا دنبالمون بوده

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.