سر کلاس زبان نشسته بودیم وقت استراحت بود چند دقیقه مونده بود به زنگ
دبیر شروع کرد به صحبت غیر درسی ، گفت: آدم باید خوب جوک بخونه تا بتونه خوب طنز بگه مثلا همین آقای مستقیم
ما O-o من و یکی از بچه ها همزمان گفتیم: عبـاس مستقیــــــــــــم؟؟؟؟؟؟
گقت آره دیگه ^_^
همچنان من O-o
یهو ساعت زنگ زد از خواب بیدار شدم :|
ینی در این حد عاشق پستای داش عباس ا�
جالب اینجاست همون کسی که تو خوابم داش عباس رو میشناخت وقتی بهش گفتم گفت که اونم 4جوکیه!! ^_____^
خواستم از همین جا اعلام کنم که داش عباس فدایی داری. به گذاشتن پستای باحال ادامه بده، بابت تموم وقتایی که پستاتو میخوندم :D ^_______^