د
دختر صحرا ۱۱ سال پیش
جوک

سر کلاس زبان نشسته بودیم وقت استراحت بود چند دقیقه مونده بود به زنگ
دبیر شروع کرد به صحبت غیر درسی ، گفت: آدم باید خوب جوک بخونه تا بتونه خوب طنز بگه مثلا همین آقای مستقیم
ما O-o من و یکی از بچه ها همزمان گفتیم: عبـاس مستقیــــــــــــم؟؟؟؟؟؟
گقت آره دیگه ^_^
همچنان من O-o
یهو ساعت زنگ زد از خواب بیدار شدم :|
ینی در این حد عاشق پستای داش عباس ا�
جالب اینجاست همون کسی که تو خوابم داش عباس رو میشناخت وقتی بهش گفتم گفت که اونم 4جوکیه!! ^_____^
خواستم از همین جا اعلام کنم که داش عباس فدایی داری. به گذاشتن پستای باحال ادامه بده، بابت تموم وقتایی که پستاتو میخوندم :D ^_______^

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.